X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم

خیلی وقت بود که دلم می خواست بنویسم

 

اما نه جوهر داشتم ، نه کاغذ

 

و نه حرفی برای نوشتن ...

 

می خواستم از قلبهای تهی بنویسم

 

از تمام نامهربانی ها

 

و

 

از گذشته هایی که همه به باد سپردند ...

 

دلم می خواست از عشق بنویسم

 

اما چیزی برای نوشتن نداشت ...

 

صدای زوزه باد را می شنوم

 

صدای پر شدن نفسها از خاکستر

 

ابرهای خاکستری و درخت بی برگ

 

و گلدانی که نظاره گر ریختن گلبرگهایش بود ...

 

 

خیلی وقت بود که دلم می خواست بنویسم

 

از کوزه گری که گلش خشک شد

 

از نقاشی که رنگش تمام شد

 

از باغبانی در کویر

 

و از تو ...

 

که آمدی ، ولی باز رفتی ...

 

ولی نتوانستم ...

[ شنبه 1 اسفند‌ماه سال 1383 ] [ 09:05 ب.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (1) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 767108