X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم

سه پیر مرد

خانمی ۳ پیر مرد جلوی درب خانه اش دید.

- شما را نمی شناسم ولی اگر گرسنه هستید بفرمایید داخل.

 اگر همسرتان خانه نیستند، می ایستیم تا ایشان بیایند.

همسرش بعد از شنیدن ماجرا گفت: برو داخل دعوتشان کن.

بعد از دعوت یکی از آنها گفت: ما هر ۳ با هم وارد نمی شویم.

خانم پرسید چرا؟

یکی از آنها در پاسخ گفت: من ثروتم، آن یکی موفقیت و دیگری

عشق است. حال با همسرتان تصمیم بگیرید کداممان وارد خانه

شود.
بعد از شنیدن، شوهرش گفت: ثروت را به داخل دعوت کن.

شاید خانمان کمی بارونق شود.

همسرش در پاسخ گفت: چرا موفقیت نه؟

عروسشان که به صحبت این دو گوش می داد گفت چرا عشق نه؟
 
خانمان مملو از عشق و محبت خواهد شد.

شوهرش گفت: برو و از عشق دعوت کن بداخل بیاید. خانم به خارج
 
خانه رفت و از عشق دعوت کرد امشب مهمان آنها باشد.

۲ نفر دیگر نیز به دنبال عشق براه افتادند. خانم با تعجب گفت: من

فقط عشق را دعوت کردم!

یکی از آنها در پاسخ گفت: اگر ثروت و یا موفقیت را دعوت می کردید،
 
۲ نفر دیگرمان اینجا می ماند. ولی هرجا عشق برود، ما هم او را

دنبال می کنیم.

هر جا عشق باشد

موفقیت و ثروت هم هست!

[ چهارشنبه 24 فروردین‌ماه سال 1384 ] [ 12:57 ق.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (0) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 768705