X
تبلیغات
نماشا
رایتل

تنها برای تو می نویسم

برای شبهای تنهایی ..

 

غرق کدام رویا میشوی امشب تا به خواب فرو روی ؟

تنت را به وزش کدام باد میسپاری
 
تا تو را با خود به نا کجا ببرد ؟

پیکرت امشب به چه رنگی در می آید تا با شب و ستاره در هم آمیزی ؟

به میهمانی کدام تبسم، به سوگواره کدام اندوه میبری این روح سرکش و بیقرارت را ؟


کدام صدای بی صدایی ضرباهنگ حضورت میشود در این برهوت تاریک ؟


پاسخم ده ! من اینجا نشسته ام ، مگر نمیبینی ؟ ..


امشب را چگونه صبح میکنی ؟


با این سرگشتگی و حیرانی چه میکنی ؟میخواهی بنالی یا بخروشی ؟

میخواهی خاموش بمانی و لب از لب نگشایی ؟

حالا میخواهی با دیدگان باز خیره شوی و بهت زده نگاهش کنی ؟

میخواهی از غایت درد و تنهایی سر فرود آوری ،چشم فرو بندی و دم بر نیاوری ؟

امشب میخواهی چه کنی ؟


امشب هم می خواهی خوابگرد  کابوسهای بی انتها باشی ؟


امشب هم میخواهی شبگرد کوچه های بی عابر سیاهی باشی ؟


اوایی ،  نوایی ، سخنی ، کلامی ، حرفی ،

آخر بگو یکی از این همه بغض فرو خورده ماسیده در گل را چه میکنی ؟

امشب را چگونه صبح میکنی ؟ امشب میخواهی چه کنی ؟


گنگ و کور و کر شده ای ، اگر نه پاسخی میدادی ،

اشاره ای میکردی . مرا میدیدی ،


من هنوز اینجا نشسته ام . سر راه .همیشه .هنوز !.

 

من از تو دمی قرار نتوانم کرد ...

 

[ پنج‌شنبه 20 مرداد‌ماه سال 1384 ] [ 12:08 ق.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (1) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 765609