X
تبلیغات
نماشا
رایتل

تنها برای تو می نویسم





داستان عشق من

یک روز در خزان بی پایان بودن،

در تکرار روزهای بی احساس

 و در جستجوی بهانه‌ای برای گریز چشمان او بود

 که مرا از قاب خاک برون برد،

 پروازی فراتر از افسون و خوابی بیش از جنون.

 
 در آن هنگام غرورم را گم کردم و نیاز را یافتم،

 قدرتی به عمق یقین.

 با گفتن راز دل وارد دریایی بی‌کران شدم

و حال با قلبی لبریز از زمزمه عشق سرگردان

در سفر چشمهای اویم و با تمام وجود می‌خوانم؛

گر شوم مجنون ز عشقت، تا ابد دیوانگی معنا ندارد...

[ چهارشنبه 23 شهریور‌ماه سال 1384 ] [ 02:05 ق.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (1) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 765620