X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم
یادمه بچگی ها
روزها بی رنگ نمی شد
شبهامون مهتابی بود
کسی دلتنگ نمی شد
کوچه از فریاد ما
چشم رو ،رو هم نمی گذاشت
کسی تو باغ دل ،گل حسرت نمی کاشت
چشمهای پنجره مون بوی بارون می دادند
واسه با معرفتی
آدمها جون میدادند
یادمه بچگی ها
روزها بی رنگ نمی شد
شبهامون مهتابی بود
کسی دلتنگ نمی شد
خونمون کاهگلی و
کوچه ها خاکی بودند
ریش سفیدهای محل
مظهر پاکی بودند
حیاط مدرسه مون
از گل رازقی بود
کتابهای شعرمون
غزلها ،عاشقی بود
وقتی روشن میشدند
چراغ ستاره ها
باد بادکها رو
به شوق
پر میدادیم تو هوا
سفره مون خالی نبود
از بوی نون و پنیر
خوابهای خوش میدیدیم
همیشه روی حصیر
خونمون کاهگلی و
کوچه ها خالی بودند
ریش سفیدهای محل
مظهر پاکی بودند
حیاط مدرسه مون
از گل رازقی بود
کتابهای شعرمون
غزلها،عاشقی بود
چشمهای خوابمون
حالا بیدار نمیشند
عالم بچگی ها،
دیگه تکرار نمیشند
[ جمعه 9 دی‌ماه سال 1384 ] [ 04:16 ب.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (25) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 767103