X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

تنها برای تو می نویسم
دلم گرفت اینو نوشتم...
 
 سلام ، نامت را می دانم ولی با مرامت آشنا ترم . تو بغض پنهان شعرهای منی تو هذیان غم انگیز شعرهای منی . سپید ترین دل و سیاه ترین چشمی ، اما آیا تو مرا به خاطر می آوری؟ من همانم که گر می گیرم از یاد وعده های فراموش شده تو و عاشقانه فرو می ریزم در زیر حجم سنگین باران خاطراتت . لحظه های با تو بودن را چگونه می توان از یاد برد ؟ بی آنکه به دیدارت هوس داشته باشم خیس انتظار توام . بی تو دنیا برای من دیناری نمی ارزد . هر لحظه یاد برق چشمانت به زخم خانه سینه ام نمک میزند و من بدون شرار نگاهت چگونه نفس به سینه برم ؟ آیا تو مرا به خاطر نمی آوری ؟

من همانم که روزی خواستی اجازه بدهم دوستم بداری و من در پاسخ سپیدترین خواهش تو ، سیاه ترین سکوت را تحویلت دادم خواستم تا از تو بگریزم تا به خود برسم غافل از اینکه از تو می گریختم تا به هیچ برسم . آری به هیچ... پس به من حق بده که دوستت داشته باشم .

به من حق بده ! نیستی که ببینی از دوری ات تمام شعرهایم تاول زده اند ! کجایی که ببینی بی تو نفسهایم بوی مرگ می دهند ؟ کاش بودی و می دیدی که بی تو آخرین نفسهایم را به تاراج می گذارم . اما تو را به حرمت و قداست عشقمان قسم می دهم که برای همیشه ما را از یاد ببر .

بگذار آنقدر تنها بمانم و آنقدر تنها بگریم که تمام نوشته هایم بوی باران بگیرد . ای زیباترین تو در وصف کوتاه من نمی گنجی . در آخر دلت را به آهن ، به سنگ بسپار و مرا به سرخی خون دل شقایق .

 

اونی که مدعی بود عاشقته تو رو تو فاصله ها تنها گذاشت بی خبر رفت تو این بیراه ها رد پاشم واسعه چشمات جا نذاشت آه دلو سوزوندی آه چرا نموندی اه دل سوزوندی آه چرا نموندی من هر ثانیه جنون تو واسعه من همین خیالتم بسه بزار جاده ها اشتباه برن ما که دستمون به هم نمی رسه تو حریر پیله های کاغذی واسعه من جاده رو ابریشم نکن من به پروانه شدن نمی رسم حرمت فاصلمون رو کم نکن

[ یکشنبه 18 دی‌ماه سال 1384 ] [ 11:58 ب.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (2) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 765682