X
تبلیغات
نماشا
رایتل

تنها برای تو می نویسم
حوالی
گرگ ومیش هوا بود
که خوابم هراسان شد
..سرت بر شانه غریبانه ای
شانه های من که شکست
حالا نوبت کدام شانه است
نفرین بر چشمانت
کاش فقط خواب بود
نگاهی بکن ببین
نشکسته ام هنوز
پنداشتی مرا بیم رفتن توست؟
خود را چه پنداشتی ؟
نه تفاله ای هستی که به نفرینی نمی ارزی
و من خواستن تو را چنان نخواستم
که ترا و آرزوهایم را یکجا دفن می کنم
و چشم ترا چنان می بندم
که حتی به میهمانی خوابهایم
دعوتت نخواهم کرد
[ چهارشنبه 28 دی‌ماه سال 1384 ] [ 12:45 ب.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (5) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 765682