X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم

 

روزی به تو خواهم گفت ازغربتم روزی که با ریزش  برگها خزان زندگی من آغاز شد،

 

آن روز که آفتاب گردان وجودم به سوی خورشید دلت را آرزو می کرد .

 

آن روز که ابرهای سیاه وسفید سراسرآسمان چشمانم را فرا گرفته بود

 

 وباران غم ازگوشه ی آن به کویر سرد گونه های استخوانیم فرو ریخت

 

آن روزهمه چیزرا در یک نگاه به تو خواهم گفت،

 

 آن گاه که سیلاب اشک هایمان یکی گردد

[ دوشنبه 1 اسفند‌ماه سال 1384 ] [ 12:43 ق.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (0) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 766162