X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم
 
آه که هر کس در هر گوشه و کناری می کوشد تا به گونه ای ، گرمای
 
دلپذیرآن را در قلب خود حس کند.
 
مگر خود تو بارها با چشمانی پر از اشک به آسمان چشم ندوخته ای
 
و آهی از دل نکشیده ای؟؟
 
به راستی چند بار از سر کوچه یا خیابانی گذر کرده ای
 
و نگاهی آغشته به درد به آن انداخته ای؟؟
 
چند بار در نیمه های شب دست به سوی ستارگان گشوده ای تا سوار بر بال رویاهایت ،
 
لطافت وجود معشوق را بر سر انگشتانت حس کنی؟؟؟
 
عاشقی دردی است که بی آن ، نه من ، نه تو و نه هیچ انسانی را که
 
قلبی در سینه داشته باشد، یارای گذر دوران زندگانی نیست.
 
دردی است که زیبایی اش را چه آسان می توان در نگاه عاشق دید و نوای امید
 
بخشش را در تپش قلب او شنید..
 
عاشقی زیباست.همچون لحظه ی دیدار،عاشقی زیباست.....
 
و عاشقی بس زیباست
 
 
 
شب شد خورشید رفت افتابگردان عاشق به دنبال افتاب اسمان را جستجو میکرد

ناگهان ستاره ای چشمک زد!

افتابگردان سرش را به زیر افکند گلها خیانت نمی کنند
 
 
 
...!
 
انکس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من امده باشد

 

 


رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت
صدای خش خش برگها همان اوازی بود که من گمان می کردم میگوید:
 
دوستت دارم
 
 
 
 

ما لحظات را سپری کردیم تا به خوشبختی برسیم

دریغ که خوشبختی لحظاتی بود که سپری کردیم.....

 

[ یکشنبه 13 فروردین‌ماه سال 1385 ] [ 04:17 ق.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (2) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 768532