X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

تنها برای تو می نویسم
دیگر نمی خواهم صدای ملامت
 
رااز حنجره ی شقایق های وحشی بشنوم

من تو را می خواهم.
 
من دست سبز تو را
 
برای شکوفایی گل های وجودم می خواهم

بیا که اشکهایم بهانه ی تو را می گیرند

بیا که پریان احساسم پرواز را فراموش کرده اند

بیا که حوریان اشکهایم قسم خورده اند
 
 که راه قدم هایت را نمناک سازند

گفتم دوستت دارم و دوستت دارم و دوستت دارم
 
و اشک از چشمانم سرازیر شد

 و باز  چیزی نگفتی
 
 و به جای سکوت
 
 این بار تو نیز مانند من اشک ریختی...
 
و در پایان:
 
«بردن اسم تو ازیاد کاریه که خیلی سخته
 
دل تو نقش یه قلبه که تو اغوش درخته»
[ دوشنبه 21 فروردین‌ماه سال 1385 ] [ 03:59 ب.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (6) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 765674