X
تبلیغات
نماشا
رایتل

تنها برای تو می نویسم

شب هنگام،

 

عاشقانه ترین دلنوشته هایم را نثارت می کنم،

 

 شاید روزی بخوانی و بدانی که این عاشق ترین،

 

 مانند زنان عاشق هندو در آتش عشق تو می سوزد

 

 و به انتظار دوباره مهربان شدنت ،

 

 وفادارانه خواهد نشست.

 

 و من به اعتماد شانه های قوی و مردانه ات،

 

 دست ها و شانه های ظریفم را به تو بخشیدم

 

و دل به دریا زدم و سلول ها و رگ و خون

 

و قلب و دین و ایمان و ...

 

 را در طبق اخلاص نهاده و سر تسلیم

 

در مقابل غیرت زیبا و محّبت

 

 و عشق بی ریایت فرود آوردم .

 می دانم ،

 می دانم تو با بهاری دیگر،

 با شکفتن لاله ای دیگر،

 و شاید با فرود قاصدکی زیبا باز خواهی گشت

و خزان دلم را رنگی دیگر خواهی زد.

 می دانم خواهی آمد،

 بی هیچ دغدغه ای،

 فقط برای دل تنها و بی کس من

که غریبانه چشم به راه است.

 زمزمه های عاشقانه ام را کتابی خواهم کرد،

 به امید روزی که دست های زیبایت آن را در دست بگیرد

 و چشم های نازنینت، مهربانانه

 (نه از سر ترحّم ، که از روی دلسوزی و مهر)

 بر آن، اشک غیرت بریزد.

 دوستت دارم و عاشقانه به پایت می سوزم ،

 به وفاداری ام ، به عشقم ، به صداقت و معصومیتم ،

 به ایمان و ایثار و صبرم تهمت و طعنه نزن

که خودت خوب می دانی همه را یکجا دارم،

 آرام و بی صدا به تماشایت خواهم نشست

و در جستجوی ردّ پایت هر جا که باشد

 عاشقانه روز را به شب ، و شب را به صبح می رسانم .

در  بیکرانه های خاطراتمان،

در کوچه های دیارمان،

در وبلاگم (دستنوشته هایم)،

 در ایمیل هایم

 و در آف لاین هایم،

 روی تلفنم،

 در چشم های عروسکم، نمی دانم ...

 هر جا که بوی خوش تو را دارد.

 برای خوشبختی ات دعا می کنم،

 و دوستت خواهم داشت

 نه آنطور که تو مرا دوست داشتی،

 ، من عاشقانه و به زلالی آب تو را می پرستم

 . من تلاشی برای محو کردن تو ،

 برای کمرنگ کردنت

و برای بایگانی کردنت نخواهم کرد،

 من هر روز و هر لحظه پر رنگ و پر رنگترت خواهم کرد.

 من هرگز نخواهم گفت مثل تو زیادند،

 که عاشق واقعی، 

 هرگز مثل معشوقش را نخواهد یافت

حتی اگر سراپا عیب و تقصیر باشد،

 اگر در دیدهء مجنون نشینی  به غیر از خوبی لیلی نبینی .

 

 آری،

 من هر ماه رمضان، هر محّرم، هر نوروز

 و هر پائیز تو را صیقل داده و تازه ترت خواهم کرد.

 هرگز فراموش نکن که من عاشق ترین بودم

و دوستت داشتم بیشتر از جانم،

من ماندنی ترینم و ثابت قدم ترین ،

 این را به یاد بسپار و از این حقیقت محض نگریز ،

 آری نازنین ، هر گلی یک بویی دارد !!

 من هم با وجود کاکتوس بودنم ،

 یا شاید خرزهره بودنم !

۰۰۰

۰۰۰

[ چهارشنبه 23 فروردین‌ماه سال 1385 ] [ 01:13 ب.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (6) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 765620