X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم

دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی ....

لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی. ..

 ولی حتی وقت مردن باز سراغتو میگیره

 میرسه روزی که دیگه قعر دریا میشه خونم.

 .اما تو دریای عشقت بازمن تنهایی مونم دل تنها و غریبم داره

 این گوشه می میره من مثه یه تک درختم ،

 ته یک کوچه ی باریک تو یه گنجشک قشنگی!

گاهی دوری گاهی نزدیک گاهی وقتا مهربونی ،

 می شینی رو شونه ی من گاهی نیستی که ببینی ،

 بغض بی بهونه ی من

 گنجشک بازیگوش من بشین

رو شاخه ی دلم با تو درخت معجزه بی تو طلسم باطلم ...

وقتی لای برگا نیستی ، بوی پاییز رو می گیرم بی تو زرد زرد زردم !

‌ بی صدای تو می میرم اما وقتی که می خونی ،

 من میشم پر از جوانه یه ترانه ساز عاشق ،

 با هزار و یک ترانه تویی حرف اولین و آخرین شعر نگفته

برگ آخر وجودم با پریدنت می افته

 گنجشک بازیگوش من بشین رو شاخه ی دلم

با تو درخت معجزه بی تو طلسم باطلم...

 

 

شبهاتاسحرنام توراازته دل صداکردم

 دلم راباجنون بی کسی ها اشناکردم نفهمیدم که می میرم

 نباشی مثل پروانه تورامن درته این کوچه برفی رهاکردم

چه شبهاتاسحرباقاصدک درخلوتی بی رنگ نشستم

 موبه موی خاطراتت راسواکردم به پای قاصدک بستم

صبوری راشبیه گل نوشتم روی گلبرگش که من بی توچه هاکردم

 نمی تونم نمی تونم خنده کنم

 دلم و از غصه و غم حذف بکنم

 آخه تنهام آخه تنهام روزگار عاشقیم

 بپای تو تباه شده رنگ عشق من تیره شده سیاه شده

یک روز من هم خاطره می شوم نگاهم کرد پنداشتم دوستم دارد نگاهم کرد

 در نگاهش صد شور عشق خواندم نگاهم کرد

 دل به او بستم نگاهم کرد...

اما نه بعدها فهمیدم که او فقط نگاهم کرد.

 از زندگی اموختم که به هر نگاهی دل نبندم

که همه نگاه ها پیام اور عشق نیستند

 همه نگاه ها معنی دوست داشتن نمی دهند همه نگاه ها بی ریا نیستند

 درین شبها که گل از برگ و برگ از باد و باد از ابر میترسد

 درین شبها که هر آئینه با تصویر بیگانه است

درین شبها که پنهان میکند

 هر چشمه ای سر و سرودش را

 درین شبهای ظلمانی چنین بیدار

 و دریاوار توئی تنها که میخوانی توئی تنها

 که می بینی توئی تنها که می بینی

 

[ شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1385 ] [ 12:50 ق.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (2) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 766141