X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم

              

موهایم را در باد رها میکنم

تا با هر وزش باد به این سو و آن سو بروند

 از این همه ماندن خسته شده ام 

از این جا  دلم گرفته

 کاش باد مرا  با خود بر فراز ابرها می برد

  تا شاید قطره های باران مرا بفهمند

تا شاید منهم قطره بارانی شدم

و بر سر دخترکی فرو آمدم

 تا تسکینی برای دردهایش باشم

برای غمهایش و برای دلتنگیهایش

 همان دخترکی که به همان لبخند تصنعی  دیگران راضیست

ولی دیگران نه تنها اورا بلکه خودشان را هم نمیبینند 

 گلهای دست دخترک خشک شده اند

از این همه نفرت و کینه

 و روز بعد دیگر آن دخترک نیست

او رفته و تنها رد پای او

 همان  گلهای خشک و پر پر شده هستند

 

 

 

 

[ پنج‌شنبه 1 تیر‌ماه سال 1385 ] [ 06:51 ب.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (11) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 767137