X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

تنها برای تو می نویسم

نازنین نمیدانی در سنگینی این سکوت چه می کنم

دقیقه ها بی تو بر سال ها بر من می روند

نمی دانی لبریز خواستن تو هستم

می ترسم که دمی کشم ولی باز دممش نباشد و همچنان تو را دور باشم

می ترسم که روح من بی صدای بی صدا در خود بمیرد و در آغوش نگرفته باشمت.

می ترسم که روزی تو را بخوانم و تو بر لبان دیگری باشی

می ترسم تو را در آغوش گیرم و من در تو بشکنم

چه ماندنی و چه رفتنی باز هم دوستت دارم

 

نگذار همچون چشمی که بی باران باشد باشم

نگذار همچون بارانی که بی ابر باشد باشم

نگذار همچون ابری که بی آسمان باشد باشم

نگذار همچون آسمانی که بی خورشید باشد باشم

نگذار همچون خورشیدی که خاموش باشد باشم

نگذار همچون رودی که بی بستر باشد باشم

 

من اشکی هستم که از ابر های آسمان بی خورشید جاری شده

 

آری من رودی هستم سرگردان

بیا و تو بستر من باش

تا با آب خود ویران نکنم

سیرآبت کنم

 

آری من ابر بی آسمانم

بیا و تو آسمان من باش

من بی تو معنایی ندارم

 

همه آن چه گفتم فقط بهر آن بود که بدانی چه غوغایی در من است

صدای من برای بودن و دیدن و بوییدن و بوسیدن و در آغوش کشیدن توست

ولی سکوت من برای دوست داشتن توست

تمام سخنم همین است که:

دوستت دارم

 

(افسانه نویس گمنام )

 

زندگی را با تو میخواهم ...

خنده های دلنشین را

بر لبان گرم تو می خواهم...

جز تو هرگز با کسی از امید ,

امروز و فردا نخواهم گفت....

زندگی را با تو می خواهم...

زندگی بی تو سراسر درد و اندوه است ....

زندگی را با تو می خواهم ...

زندگی را در کنار تو می خواهم ....

با تو می خندم.....با تو می گریم.....

اه..........

ارزو دارم ,

روزی نیز سر بر زانوی تو بمیرم .

گل یخ من .....

(افسانه  خوان  گمنام)

 

 

[ دوشنبه 5 تیر‌ماه سال 1385 ] [ 01:22 ق.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (10) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 765682