X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

تنها برای تو می نویسم


 

سلام ای تنها بهونه ، واسهء نفس کشیدن

هنوزم پر می کشه دل برای به تو رسیدن

 

امروز برای عزیزی مینویسم که

دیگر نیست تا برکت غزل های عاشقانه من باشد.

برای یک عزیز موسیقی...

با مداد رنگی هایم
 
یاد خوب آمدنت را نقاشی کردم
 
و جاده سفید رفتنت را خط خطی...
 
دیگر کسی نیست گیتار زندگی را برایم دیکته کند.
 
غلط هایم را بگیرد و مجبورم کند
 
 از روی هر کدام از اشتباهاتم ده بار دوره  کنم  
 
آن جا که تویی ماهی ها هم نمیتوانند بیاییند چه رسد به من.
 
میخواستم از تو بنویسم...
 
نوک مدادم شکست و حالا کوچکترین یادی از تو قلبم را میشکند.
 
به  یاد لحظه های تو که عشق را در دلم زنده میکرد
 
 قسم برای نبودن تو چه غمی خواهم کشید.
 
از کدامین غروب غمین طلوع کرده ای
 
 تا بگویم مرغابی ها چمدان هایت را بیاورند...
 
در کدام  صبح  کلبه قلبم را به صدا در می آوری
 
 که با هزار خواهش و تمنا دعوتت کنم تا بدانی جز یاد
 
مهربانی تو در اجاق دلم نمی سوزد...
 
صدایت را میشنوم ...
 
پروانه ها به شاخه تنهایی ام پیله کرده اند.
 
زمین خوردنم را تماشا نکن پیام!!!
 
بیا دوباره دستم را بگیر
 
و با چشمان قشنگت نگاهم کن و  بگو:
 
فکرشو نکن.بزرگ میشی یادت میره...
 
و من بزرگ میشوم.
 
اما بزرگی تو را چه کنم که از یادم نمیرود؟
 
دل من هم بهانه می گیرد .
 
هوای رفتن دارم.
 
نه...هوای آمدن دارم مادر ...
 
قلبم را چه کنم که
 
لجوجانه پای بر زمین میکوبد و تو را از من میخواهد؟
 
بادکنک بغضم را چه کنم که
 
هر ساعت میترکد و باران تمنا روی صورتم میریزد؟
 
خودت بیا و جواب دل غصه دارم را بده...
 
بهلنه ی نشسته در شعرمنتظرم...
 
منتظریم
 
 

.
.
.
.
.
 

روز وقتی به گل نیلوفر نگاه می کردم

 ترس تموم وجودمو برداشت که  

شاید منم یه روزمثل گل نیلوفر تنها بشم

. سریع از کنار مرداب دور شدم.

حالا وقتی که میبینم خودم مرداب شدم

 دنبال یه گل نیلوفر می گردم   

که از تنهایی نمیرم و

 حالا می فهمم گل نیلوفر مغرور نیست اون  

خودشو  وقف مرداب کرده

 
 
 
 
 
 
[ چهارشنبه 14 تیر‌ماه سال 1385 ] [ 01:12 ق.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (5) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 765682