X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم


انتظار

واژه غریبی است


واژه ای که روزها یا شایدم ماههاست که با آن خو گرفته ام


که چه سخت است انتظار


هر صبح طلوعی دیگر است بر انتظار فردای من


خواهم ماند تنها در انتظار تو


چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو؟ نمی دانم


شاید که روزی بخوانند بر تو عشق مرا....


می دانم روزی خواهی آمد می دانم...


گریان نمی مانم خندانم


برای ورودت ای
عشق


وقتی به یادت می افتم.

 

به یاد خاطراتت...


نامه هایت را مرور می کنم  نه یک بار بلکه صدها بار


وجودم را سراسرعشق فرا می گیرد


واشک شوق برگونه هایم روانه می شوند


تنها می گویم همیشه درقلب منی...


می دانم که باز خواهی گشت....

 

میدانم

[ جمعه 16 تیر‌ماه سال 1385 ] [ 02:28 ب.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (0) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 767771