X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم

روزها در کوچه باغ نگاهت قدم می زدم

اما دریغاکه لحظه ای مرادرک نکردی.

چشمان همیشه گریانم را مسخره می کردی

 واز پشت به من نیشخند میزدی

همیشه دربرابرجنگل وحشی نگاهت

خزان بودم خاربودم     

واز شرم آب بودم و باز از حرارت عشقم به تو

 بخارمیشدم و به آسمان میرفتم...

آنقدر بالا میرفتم تا به خدا برسم

 چون او بهترین بودبرای گوش دادن

 به درد و دلهای من...

حال اون روزها گذشته

 وهروقت که بدان فکر میکنم

موجودی از پشت پنجره ی خاطراتم با تمام   

           وجود فریاد میزند که

    هیچگاه عاشق مشو

[ یکشنبه 15 مرداد‌ماه سال 1385 ] [ 04:20 ب.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (2) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 767734