X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم

خیلی وقته آفتابی نشدم ، معذرت میخوام ...

 آخه چرا این روزها همه اش دلم گرفته !

 می دونم اولین سوالتون اینه که چی شده ؟!

چرا اینطور شدی !!

اما خودتون خوب می دونید که اصلا نمی تونم بگم !

 به قول قدیمی ها مرا دردیست اندر دل ،

اگر گویم زبان سوزد و گر پنهان کنم

 ترسم که مغز استخوان سوزد !

آخه پس چیکار کنم؟

 این روزا همه اش یه جورایی دلم می خواد گریه کنم !

 (به هر بهانه که باشد ...)

، دلم می خواد مثل مرغ غمخورک

 سرم را بذارم رو زانوهام و هی فکر کنم ،

یا مثل لاک پشت برم تو لاک خودم و بیرون نیام ،

حوصله هیچکس را ندارم

خلاصه فکر می کنم تا مرز جنون زیاد فاصله ندارم !

یه فشار سنگین و مبهم همیشه رو سینه ام حس می کنم ،

یه بغض کهنه و سمج همیشه آزارم می ده ،

خدامرگم بده ! نکنه عاشق شدم !!!

می دونم اولین چیزی که به ذهنتون می رسه همینه ...

 اما تروخدا کوتاه بیاین !

آخ از دست این روزگار،

 مگه می ذاره آدم یه روز،  خوش باشه و به هیچی فکر نکنه ،

 بخدا از بس فکر کردم مغزم دیگه پوک شده ،

 کاش لااقل فکرهای قشنگ و مثبت بود ،

اه همه اش دلشوره ، همه اش دلهره و ترس ...

اینقدر هم تنبل و بی حرکت شده ام که بیا و ببین ،

 کارم فقط شده خزیدن در سلول تنهائیم  (اتاقم)

 که ماشالله اینقدر هم دلگیره که نگو !


 هی فکر و هی خیال های کج و معوج و مسخره و دیوانه کننده ،

 به زمین و زمان بدبین شده ام ،

دنبال یه راه فرار می گردم ،

یه راه فرار از این حس زشت و آزاردهنده اما راهی نمی یابم

هی دارم دور خودم می چرخم ، می خوام ولی نمیشه !

 اول از همه دوست دارم از این فکرهای خراب راحت بشم ،

 من اون روزها خیلی خیلی خوش بین بودم

 و حالا درست برعکس شده ام ،

ونصیب نشه که چه بلاها بابت این

 فکرهای خطرناک سر خودم نمیارم ،

اما بعد که می گردم دلیل خاصی پیدا نمی کنم !

همیشه سرم درد می کنه ،

 همیشه دلم تنگه ،

 یکی هست که می تونم باهاش حرف بزنم

اما اونم طفلک انگار فقط تحملم می کنه

 چون بعضی وقتها چنان از کوره در می ره که وحشت می کنم !

واسه همین مجبورم تمام غصه هامو تو دل خودم نگه دارم ،

 عزیزی می گفت اینها مال بیکاریه !!!

فکرم آزاد نیست ،

 تمام کارهامو طوطی وار انجام میدم !

 دیگه خسته شدم ، بخدا کم آوردم ...

یا قاضی الحاجات ...

یه تنها، یه خسته

یه عاشق ستاره ها  و سیاره ها

 

[ چهارشنبه 8 شهریور‌ماه سال 1385 ] [ 01:55 ق.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (18) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 769112