X
تبلیغات
نماشا
رایتل

تنها برای تو می نویسم


 

چگونه دوستت دارم ؟ 

 بگذار بشمرم :  تورا با عمق و عرض و طول دوستت دارم، 

 با احساسات نامرئی به اندازهء پایان هستی، 

 من تو را هر روز دوست دارم مثل نیاز انسان به آفتاب و شمع، 

 تو را آزادانه دوست دارم مثل تلاش انسان برای رسیدن به حق، 

 تو را خالصانه دوست دارم مثل احساس بعد از دی،

  تو را به اندازه قدیمی و ایمان کودکی ام دوست دارم

 با عشقی که سالها گم کرده ام

 با نفسم و با معصومیت از دست رفته ام.

 
 از دشمنی تا دوستی یک لبخند،

از جدایی تا پیوند یک قدم،

 از توقف تا پیشرفت یک حرکت،

 از عداوت تا صمیمیت یک گذشت،

از شکست تا پیروزی یک شهامت،

 از عقب گرد تا جهش یک جرات،

از نفرت تا علاقه یک محبت،

 از خست تا سخاوت یک همت،

 از صلح تا جنگ یک جرقه،

 از آزادی تا زندان یک غفلت.

 َ
عشق یعنی قطره قطره آب شدن...

 در وفــور اشـک یـار گـــریان شـــدن

عشق یعنی بر دلی چیره شدن...

 دست از جان شستن و مـجنون شـــدن،

عشق یعنی در حضور باران طوفان شدن...

در کنار قاصدک رقصیدن و پرپر شدن،

عشق یعنی در عمیق قلب یار ساکن شدن...

بر دامان وی افتادن و بی جان شدن،

عشق یعنی در پی باد رفتن و راهی شدن...

 از فراز کوه ها بگذشتن و پیدا شدن .

 نمی دانم محبت را بـر چه کاغذی بنویسم که هرگز پاره نشود.

بـرچـه گلـی بـنویـسم که هـرگز پرپر نشـود.

 بـر چه دیواری بنویسم که هرگز پاک نشود.

 بـر چه آبـی بنویسم که هـرگز گل آلود نشود

 بـر چه قلـبی بنویسم که هـرگز سـنگ نشود؟ 

.

.

.



 

 هر چه می کنم به چشمانم نگاه کن .

آنوقت تو خواهی دید که چقدر برایم ارزش داری در قلبت جستجو کن، 

 در روحت جستجو کن و وقتی که مرا پیدا کردی دیگر نخواهی گشت

 به من نگو که ارزش سعی کردن ندارد تو نمی توانی بگویی که ارزش مردن ندارد.

می دانی که اینگونه است هر چه می کنم برای تو می کنم.

  به قلب من بنگر در خواهی یافت که چیزی برای پنهان کردن ندارم

 مرا آنگونه که هستم بپذیر

  جانم را بگیر همه چیز را خواهم داد

 همه چیز را خواهم داد نگو که ارزش جنگیدن ندارد

 

  در برق آن نگاهت هر شب رهایم

ای دوست شاعر شدم

 که روزی وصفت کنم

 ای  دوست چشمان پر فروغت میعادگاه عشق است من آسمان چشمانت را می ستانم


 در آینه ی پر فروغ نگاهت

 در اعماق سکوتت تنها محبت رامی بینم،

 مهر تو در ذره ذره وجودم رخنه کرده

سکوت زندگی ام را شکسته

 و حقیقت را به من نشان داده

 و حالا به پاکترین و مقدس ترین دوستی های دنیا قسم می خورم

 دوستت دارم

 دوست ندارم بگویم دوستت دارم دوست دارم احساس کنی که دوستت دارم .

 خانه ام وقتی که می آیی تمامش مال تو هر چه دارم غیر تنهایی تمامش مال تو

صد دو بیتی صد غزل دارم و حتی یک بغل شعرهای خوب نیمایی تمامش مال تو

 ضربه آهنگ غزلهایم صدای پای توست این صدای پای رؤ‌یایی تمامش مال تو .

 می دونی چرا وقتی می خوای بری تو رویا چشمهات رو می بندی؟ ...

 وقتی می خوای گریه کنی یا می خوای فکر کنی؟

... حتی وقتی می خوای کسی رو ببوسی چشمهات رو می بندی ؟

چون  قشنگترین چیزهای این دنیا در این لحظات قابل دیدن نیستند .

 

 

 

[ جمعه 10 شهریور‌ماه سال 1385 ] [ 12:38 ق.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (10) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 765604