X
تبلیغات
نماشا
رایتل

تنها برای تو می نویسم

 

در سکوتی پر هیاهو

 در کنار بیقراری

دست به دست مهربانی

زیر مهتاب محبت؛ رو به باغ

مینشینم تا بیایی

 می نشینم تا سکوتم با صدای گرم تو تنها شود

 رو به روی باغ رویا ؛ باغی از بودن می سازم

 ای همه معنای بودن ؛ می نشینم تا بیایی.

 

ای کاش چشمهایم بر شانه هایت وشانه هایت بر اشکهایم محرم بود

انگاه به بغض های گره خورده نشان میدادم که تو کیستی

ای سکوتی که به فریاد شباهت داری

به کجا مینگری

به فراسوی شبانگه بنگر که مرا می بینی......

 

جای خالی تو آزارم می دهد!

بدون تو هیچ چیز کامل نیست نه حال،نه گذشته و نه آینده

جای خالی تو را در همه چیز احساس می کنم!

در سفرهایی که رفتم در کتابی که می خوانم در نوشته هایم

 در خواب هایی که می بینم یک جای خالی بزرگ آزارم می دهد

جای خالی تو.......

 

 مرا دردی است  که جز << سکوت >> توان در شنیدن نیست
 
 مرا هزاران افسوس است که جز << نسیم >> مظروف دمیدن نیست
 
 مرا اشکی بر چشم است که جز << باران >> طریقی در همراهی نیست
 
 مرا ره ناخواسته است  که جز << رود >> رکابی در جاری شدن نیست
 
 مرا شعری در دل است که جز << باد >> آهنگی  در سرودن نیست
 
 
 
     مرا نگاهی است در گذر گاه خاطره ها،
 
 همچو رهگذری که نگران و ملتمس در فاصله هاست
 
    که با دستی در دعا و پیشانی در سجود به بارگاه یگانه معبود
 
 زیرا میدانستی 
 
 چرا که این درد را جز <<سکوت>> توان در شنیدن نیست.
                 
                       


[ سه‌شنبه 4 مهر‌ماه سال 1385 ] [ 11:55 ب.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (12) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 765622