X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم

 

هرگز!

احساسی دیگر در من نیست

اعترافی بکنم!

آنکه در خاکم کشت

جانم از عشق سرشت

شعر زیبایی سرود


آخرین بیت غزل گفت و آمدم من، بوجود

اما از خود مرا روزی راند

صورتش را پوشاند

و منم گریه کنان، منتظرم

 تا مگر باز دلش نرم شود

 و نگاهش چون پیش گرم شود

 

***

بی آفتابش تاریکم

چون پاییزم زردم

چون اسفندم سردم

کاش سویش برگردم

تا آن روز بین من و عشق خطی است قرمز

من ، عاشق ، هرگز!...

.

.

.

 

یه سکوت سنگین دراز

سالهابود در قعر خودم گم بودم

وز خستگی طولانی

دل فرسودم

 وز دل تنگی چشم  بر در بودم

هر طور بود گذشت

زندگی گردان است

 

[ جمعه 7 مهر‌ماه سال 1385 ] [ 11:45 ب.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (5) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 768694