X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

تنها برای تو می نویسم

چقدر خوشبختم !

می توانم بنویسم: آسمان آبی ست !

می توانم بخندم

فکر کنم

گریه کنم ...

می توانم در دلم به ابر و باد بد بگویم !

می توانم عکس ِ سیاه و سفید تو را ببوسم

و باور کنم

که در آنسوی سواحل ِ رؤیا

با تماس ِ نابهنگام گرمایی به گونه ات

از خواب می پری !

می توانم هزار مرتبه نام تو را زیر لب تکرار کنم

می توانم روزنامه بخوانم

جدول حل کنم

قدم بزنم !

(پنج قدم به جلو،

پنج قدم به عقب

و یا برعکس!)

می توانم گوشی تلفن را بردارم

و با گرفتن شماره ای

همصحبت صدای تو شوم

که درس ِ سرعت ثانیه ها را مرور می کند!

(ساعت دوازده و بیست و هشت دقیقه،

ساعت دوازده و ...)

می توانم خواب ِ کاج و کبوتر را ببینم


می توان پنجره را ببندم

و سیمهای گیتارم را

در تکاپوی رسیدن ِ ریتمها پاره کنم!

می توانم بلند بلند آواز بخوانم!

(بیچاره همسایه ها!)

حتا این روزها

می توانم با فشار دکمه ای،

برگهای بارانی شبکه پیام را ورق بزنم!

می توانم شعر بگویم،

شعر بدزدم،

شعر بسازم،

شعر بنویسم!

ولی نمی دانم چرا

وقتی دست می برم که در دفترم بنویسم:

«آسمان ابری ست»

نُک های ناماندگان این مدادهای وامانده می شکنند

تو می دانی چرا !؟ ...

 

[ سه‌شنبه 7 آذر‌ماه سال 1385 ] [ 01:56 ب.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (9) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 765620