X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

تنها برای تو می نویسم

 

امشب می خو اهم با کلمات تو رو نقاشی کنم

حواست به عبور ثانیه ها هست؟!!

لحظه ها بوی باران می دهند ...

و در امتداد این دلواپسی ها باز هم من و تو , ما ....

امشب تمام منظره های کوچه خیالم را به منظره چشمانت باز میکنم

ماه من

امشب قاصدک خبری هستم !!

آمده ام دعوتت کنم به مهمانی !

به پایان گریه ها و آغاز آبی ترین لبخند ها ...

به احترام بودنت ...

آمدنت ...

حوالی چشمانم مهمانی میگیرم

قطره های اشکم

گونه هایم را فرش راهت کرده اند

قلبم دستانم را به یاری گرفت

تا طوماری را بنویسد

و به یمن آمدنت تقدیمت کنند

که در آن تک تک سلولهایم

 مهربانیت را ارج گذارده اند

و عهد بسته اند

همه امضا کردند

امضا ها را کنار هم گذاشتند

این شد :

دوستت دارم

.

.

امشب به یاد تک تک ِ شب ها دلم گرفت

در اضطراب کهنه ی غم ها ، دلم گرفت 

انگار بغض تازه ای از نو شکسته شد

در التهاب ِ خیس ِ ورق ها ، دلم گرفت !

از خواندن تمام خبر ها تنم بسوخت ...

از گفتن تمام غزل ها دلم گرفت ...

در انتظار تا که بگیرم خبر ز تو ...

در آتش ِ گرفته سراپا... دلم گرفت !

متروکه نیست خلوتِ سرد دلم ولی

از ارتباطِ مردم ِدنیا دلم گرفت !!

یک رد ِ پا که سهم ِ من از بی نشانی است!

از رد ِ خون که مانده به هر جا ، دلم گرفت

اینجا منم و خاطره هایی تمام تلخ

اقرار میکنم درآمدم از پا ... دلم گرفت ...

می خواستم ببوسمت از این دیار دور

می خواستم ببوسمت اما دلم گرفت

نه اینکه فکر کنی دل ، از تو کنده ام ! 

یا اینکه از محال ِ تمنا دلم گرفت ! 

از لحظه ای که هق هق ِ هر روزه ی مرا

بگذاشتی به روی دو لب ها ، دلم گرفت

از لحظه ای که هر دو نگاهم اسیر شد

در امتداد هیچ ِ قدم ها دلم گرفت

از لحظه ای که خیس شدم در خیال تو

آن دم که تنگ شدند نفس ها دلم گرفت

ازین که باز تو نیستی کنار من

ازین که باز خسته و تنها ... دلم گرفت

می خواهمت که بار  ِ دگر گرم تر ز پیش

می خواهمت ببوسمت اما دلم گرفت !

تکرار می کنم این سطرهای کهنه را ...

تکرار می کنم که خدایا !! دلم گرفت !

 

[ دوشنبه 20 آذر‌ماه سال 1385 ] [ 01:55 ق.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (2) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 765604