X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم

        

 

پشت کدامین لحظه بن بست جا ماندی تا ببینی

 

دختری اینجا می خواست در تنهایی خویش

 

 آسمانش را با تو قسمت کند ؟

 

وسعت آسمان تو آنقدر بزرگ بود که

 

حتی تجسم آسمان کوچک من در آن گم شد .

..

هیچ کس ندانست در بی پناهی شبهای تاریکم

 

چگونه قلبم پر از احساس وآسمانم پراز ستاره بود...

 

و من چقدر بر حقیقی بودنش برخود میبالیدم...

 

اما !

شاید که دیگر مهم نیست

 

که از تو گلایه کنم

 

دیگر از خدایم هم نخواهم پرسید

 

که چرا سهم من از این همه

 

سکوت و گذشت وسادگی ...

 

چیزی جز سرکوب غرور

 

سنگسار احساس

 

و منطقهای بی دلیل نبود؟

 

من میروم تا

 

 در پس ستارگان خاموش خویش گم شوم

 

بی آنکه تو را در آسمان کوچکم گم کنم...

 

و دیگر هرگز

 

از تو نخواهم پرسید

 

که چــــــــــــرا

 

وسعت آسمان تو

 

آنقدر بزرگ بود که حتی

 

 تجسم آسمان کوچک من در آن گم شد؟

 

دیگر هرگز

 

نخواهم پرسید :

 

چرا ...

 

 

 

 

[ یکشنبه 1 بهمن‌ماه سال 1385 ] [ 01:52 ب.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (10) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 767137