X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم

 

توی آسمون دنیا هرکسی ستاره داره

 چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره

 واسه من تنهایی درده،درده هیچکس و نداشتن

 هرگل پژمرده ای رو تو کویر سینه کاشتن

 دیگه باور کردم این بار که باید تنها بمونم

تا دم لحظه مردن شعرتنهایی بخونم

.....

آرین

امروز دلم می خواست گریه کنم

 

ولی یه چیزی که نمی دونم اسمش رو باید چی گذاشت

 

 و اصلا برای چی خلق شده جلوی اشک هام رو گرفت

امروز می خواستم از اون همه اتفاق فرار کنم

 ولی احساس می کردم یه جای یه جوری پام رو بستن

 وای چی بگم یعنی چی می تونم بگم

دلم گرفته جوری که دوست دارم پاره شه

 که شاید اینطوری حداقل یه هوای بخوره.

 

آخ سرم!!!

 

داره گیج می ره نه درد می کنه نه نه سنگین شده 

 

 نمی دونم شاید توهم باشه

 

خسته ام.... خسته و تنها

 

تنها؟

 

نه تنها نیستم خدای خودم رو دارم و هیچ وقت تنها نیستم

خدای که هیچ چیزی جز آدم بودن رو از من نمی خواد

سعی می کنم آدم باشم

  بارها از جانب خدا امتحان شدم

 نمی دونم که نمره قبولی رو تا حالا گرفتم یا نگرفتم

ولی امیدوارم تا الان قبول شده باشم

دلم گرفته صدام گرفته

  حال هیچکسی رو ندارم حتی خودم رو...!

دلم می خواد پرواز کنم، نمی تونم

دلم می خواد بدوم ولی،  نمی تونم

دلم می خواد داد بزنم ولی،  نمی تونم

دلم می خواد...

آره نه بال دارم نه پا دارم

نه صدای برای فریاد و نه....

خدا جون یدفعه فکر نکنی ناشکری می کنم

   فقط دارم درد و دل می کنم 

 بالم و دادم پام و دادم صدام رو هم دادم

 خودم موندم تنهای خودم

 

به همه قول می دم کسی رو تنها نزارم

 

ولی تنهای تنهام مثل موقعی که تویه شکم مامانم بودم

 

 و جز من مامان و خدا کسی نبود.

 

 با این تفاوت که الا مامانی هم نیست.

 واییییییییییییییییییی خدا چرا انقدر شکسته شدم

 

 من همون بچه ایم که  3 4 سال پیش

 

 با بود و نبوده این دنیا شاد می شدم

 

با لبخند آدما روحیه می گرفتم 

 

 من همونم که شب های تنهایم....

 

شبهای تنهای نه اون موقع هیچ وقت تنها نبودم

 

 حداقل این رو می دونم که یه حسی با من بود

 

 که اون حس به من می گفت

 

 تو تنها نیستی نیستی نیستی......!!

 

ولی حالا اون حس دیگه تویه من نیست

 

 جوری شدم که فکر می کنم تنهای تنهام

 

تنها تر از هر کسی تویه این کره خاکی....

.

.

.

 

کجا شهد است این اشکی که در هر دانه ی لفظ است ؟

کجا شهد است این خونی که در هر خوشه ی شعر است ؟

چنین آسان میفشارید بر هر دانه ی لبها را و بر خوشه دندان را ؟

مرا این کاسه ی خون است 

 مرا این ساغر اشک است

چنین آسان مگیریدش

 چنین آسان منوشیدش

 

[ دوشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1385 ] [ 10:13 ب.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (4) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 767105