X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

تنها برای تو می نویسم

در اتاقم

لب این پنجره ساکت کور

- که بخارغم تنهایی من

                            بر دل شیشه ای اش بنشسته -

این چراغ روی میز

ناله ها می کشد از عمق وجود

پر طنین، پر نور

و صدایش کم نور می رسد تا گوش برگ کاغذم !

در اتاقم ، این اتاق سوت و کور

نیست آوایی به جز فریاد نور

پلک هایم هم دگر

                      لب نمی جنبانند

وای من ! آیا در این ماتم کده

جز صدای ساکت این نور

نیست فریادی دگر در کار؟

آه، ساکت ! ای قلم ، ای میز ، ای فریاد نور!

می رسد بر گوشم آوایی حزین از دور

گوشها را می کنم سرشار

از صدایی غمناک، پر طنین، بی باک

از شماتت های یک دیوانه ی شماطه دار

تیک و تاک و تیک و تاک و تیک وتاک ...

.

.

.

از کی می تونستم سراغش رو بگیرم

 از آخرین جدایی

 دیرزمانی گذشته 

بی آنکه مرا نشانی از او باشد

 آشنایان نگرانم می شوند و دشمنان خوشحال

 من در جستجوی غریب خود به دنبال یافتن خود

 وا می مانم در تنهایی و خودی

 که در جایی دیگر غریبانه چون من

و شاید هم در وضعیتی بهتر از من مرا می خواند 

 

در امتداد کدامین حلقه گمشده زمان من و او ما می شویم ؟!

 

  مگر گناه است؟!

برای یکبار.....

ماه را در آغوش بگیر....

و نوازش کن ستاره ها را...

پرده گشا....از چهره....

بگذار دسته گرمه خورشید صورتت را بنوازد...

پایان ده ....

به گریه های دخترکی که...

دلش را زیرا برگهای پاییزی جا گذاشته...

[ سه‌شنبه 24 بهمن‌ماه سال 1385 ] [ 04:58 ب.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (2) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 765620