X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

تنها برای تو می نویسم

 

می خواهم بمیرم

 نه اینکه قلبم ار کار بایستد و تنم سرد شود و با خاک یکسان شوم

 می خواهم بمیرم نه اینکه هیچ صدایی به گوشم نرسد

 و هیچ خورشیدی بر من نتابد

و از دیدن ماه و ستارگان کور باشم

می خواهم به مرگی کاملاً غیر عادی بمیرم

مرگی شبیه بخار شدن اب روییدن دانه

 غروب خورشید ابری شدن اسمان

 می خواهم نیست شوم تا در دنیای دیگری ظاهر شوم

 دنیایی که هنوز ان را ننامیده ام دنیایی که مزه ی ان را کاملاً نچشیده ام

 دنیایی شبیه عالم خیال که در ان همه چیز عادی باشد

 جز وحشت از نیستی جز درماندگی جز تنهایی

.

.

.

می خواهم روزهای سیاهم را برگ برگ کنم

می خواهم سوزی که دائم در وجودم حس می کنم

به فراموشی بسپارم

فراموشی چه واژه زیبایی

اما حیف که سعادت و انتقام با مفهوم این واژه منافات دارد

می خواهم قلمو خیال را در دست بگیرم

وخودم را خوشبخت نقاشی کنم

می خواهم همه جا را آبی کنم

می خواهم آتش را از روزگار حذف کنم

می خواهم از ته دل و قلبم فریاد بکشم

تا شاید ذره ای از غوغا درونم کم شود

تا شاید قلبم از یاد خاطره ها تهی نشود

ای کاش دست کم صفحه خیالم

این رنگ و بو را می گرفت

دوست دارم خوب باشم

و خوب بودن را حالا تجربه کنم

    

 

[ پنج‌شنبه 3 اسفند‌ماه سال 1385 ] [ 04:27 ب.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (44) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 765620