X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم

 

 

باران که می بارد

تمام کوچه های شهر

پر از فریاد من است

که می گویم
:

من تنها نیستم

تنها ٬ منتظرم
.

تنها . . .

.

.

.

 کسی که من دوسش داشتم رفت

 پس منم لحظه تحویل سال  یه خط واسش دعا میکنم ...

                                                    

 

بی اشک هم می توان پرواز کرد تا سرزمین نقره ای باور یک عشق

بی صدا هم می توان فریادی به بلندای دوستت دارم ها سر داد

بدون نگاه هم می شود از راز درونی قلب سخن گفت...

اما بدون تو نمی شود. . .

نه پرواز کرد نه فریاد زد و نه سخن گفت. . .

 

 


می توان یک شعر بلند بود که خواننده از خواندنت همیشه خسته شود

 یا می توان یک جمله بود که تا همیشه در ذهن دیگری نقش بندد.

می توان فریاد بود که بلند است اما زجر آور و خسته کننده

 و یا می توان آرامش بود که تمام فریاد ها را در خود پنهان می کند.

میتوان از یک کلمه جمله ای ساخت و با آن دلی را شاد کرد

 و یا می شود با همان کلمه کینه ای ابدی را در قلبها شعله ور ساخت


من همیشه برای گفتن اینجا نیستم

 

گاهی هم برای شنیدن می آیم

می بینی سکوتم را!

می بینی درماندگی ام را؟!

می بینی نداشتنت چه بر سر

 فریاد خاموشم آورده است؟!

می بینی دیگر رؤیای داشتنت هم

 نمی تواند تن لرزه های شبانه ام را آرام کند؟!

می بینی هق هق ِ نگاهم چه سرد بر

 دیواره ی همیشه جاودانه ی نبودنت مشت می زند؟!

می بینی؟!...

 و من فکر می کنم

و به یاد می آورم

روزی را که گفت " من هستم،تو هم باش"

نگاهی می کنم

من هستم

اما او...

.

.

.

گوش هایت صدای مرا نمی شنیدند

من فریاد می زدم

این من بودم

سکوت را فریاد زدم

تو نمی شنیدی

چون صدایم عاشقانه بود

دیگر هیچ نمی گویم.

 سکوت ....

 


                 
 

[ پنج‌شنبه 2 فروردین‌ماه سال 1386 ] [ 11:07 ب.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (8) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 766070