X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم

 

دل شکسته ام گرفته 
 
و باز در یک عصر پاییزی دلم گرفته 
 
دلی که همچو برگهای درختان پاییزی

 زرد و خشک و خسته است 
 
آری دل شکسته ام بدجور گرفته 
 
قدم میزنم در کوچه پس کوچه های شهر پر از سکوت
 
یک غروب سرد و بی روح پاییزی 

 یک دل عاشق ولی تنها و دلتنگ
 
 با کوله باری از غم و غصه و یک سوال بی جواب!
 
قدم میزنم و به سرنوشت خویش می اندیشم!
 
و باز در یک غروب پاییزی دلم بدجور برای تو تنگ شده
 
دلم برای آن دل بی وفایت تنگ شده 

 نمیدانم چرا ولی بدجور دلم هوای تو را کرده 
 
یک عصر سرد پاییز یک نیمکت خالی  و برگهای زردی که
 
با همان نسیم آرام باد بر زمین میریزند
 
یک بغض غریب در گلویم 

 یک احساس بر باد رفته در وجودم 

 یک رویای محال در خیالم

با پاهای خسته و دلی نا امید از این زندگی همچنان
 
 قدم میزنم با همان دل شکسته و دلتنگ.....
 
دستان خالی ام ، قلبی پر از آرزو در دل اما نا امید 

 صحنه تلخ غروب در میان برگهایی که از درختان می افتند
 
دلم خیلی گرفته است و دلتنگ تو هستم عزیزم....
 
بیا و با حضورت دستان گرمت را در دستان سردم بگذار 

 این پاییز سرد را بهاری کن

و به این برگهای زرد و خسته جانی تازه ببخش
 
بیا تا دوباره با دلی پر از امید و دلگرمی

 با حضور تو اینبار
 
عکس پاییز را زیباتر از بهار برایت نقاشی کنم....
 

 

[ یکشنبه 22 مهر‌ماه سال 1386 ] [ 01:02 ب.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (24) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 767734