X
تبلیغات
نماشا
رایتل

تنها برای تو می نویسم

 

میدانم تنها چند ساعتی از نوشته های پیش، گذشته است


اما ناگاه دل از فریاد کودک تنها

 در کوچه های مارپیچ دست کشید...


همانطور که سایر انسانها دست کشیدند...و گفتند...


بگذار فریاد کند...

 


من کسی هستم که با خود ققنوس سوغات می برد

و تنها آرزویش این است که باورش کنند

و در پایان قصه ...

 پشت تمام این دریچه های خیس ...

یک افق به سمت پنجره تنهایی من سبز می شود

وقتی که باران با تمام قطراتش انتظار مرا باور کند...

 

[ یکشنبه 23 دی‌ماه سال 1386 ] [ 09:19 ق.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (8) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 765682