X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم

199218501-67231528.gif

طناب ماه را می گیرم و بالا می روم

 چه کنم ستاره ای چشمک زن دلم را ربوده .

 با تمام توان آغاز مسیر می کنم.

ماه به جسارتم حسادت می کند تاب نمی آورد

 و  از آسمان سر می خورد....

چشمانم را به دیواره ی ابرها گره می زنم .

دل ابر را می کشم تا نیوفتم ؛

 نازک می شود و می بارد.

خیس میشوم.

احساس سرما می کنم.

درمانده ام راه طولانی و مسیر دشوار و فرصت ناکافیست....

باد پاییزی از راه میرسد ؛ ماه را سر جایش می نشاند...

گره چشمانم را از ابرها می گشایم

و آسمان شب را از نو طی می کنم....

سحر نزدیک است

سپیدی صبح ارزوهایم را بی رحمانه تهدید می کند

سرما تن خسته  و خالیم را پر می کند ...

این روزها که دلم خالیست هر چیزی به راحتی می تواند پرش کند

حتی خاطره ی نارنجی  نگاه های دیروز تو!

و نه نگاه های پوشالی آدمک های بی سر!

دیوانه وار طناب ماه را می فشارم

ناقوسهای دلتنگی

به صدا در می آیند

آسمان شب پر از تصویر سفید تو شده

سرما وجودم را به آتش میکشد و

من چه ساده آب می شوم!

در پس تاری نگاهم لحظه ای ستاره ام را از دور میبینم ....

زبانمان لال....

و

چشمانمان مهمان کهکشان بیان میشود

خاطرت هست؟

در دلم

برای تو به اندازه ی هفت آسمان جا ی گرفته بودم

و تو چه بی رحمانه

تک آسمان دلت را به هفت آسمان دلم ترجیح دادی

این روزها تصویرت حتی لحظه ای  هم

 در برکه ی  چشمانم سرک نمی کشد....

عجیب است

 چه ساده  سپیدی  صبح

 سهم من از بودن و ماندن با ستاره ام را گرفت

دروغ احساس را باور کنم؟

راست می گویی

چه کسی می دانست که تو نیز به احساس دروغ گفتی !

چه کسی می دانست که ما در تنهایی خود تنها ییم

و

شاید ستاره ها هم از دور زیبا تر باشند


سهم ما شاید نرسیدن و داشتن بود 

 و یا شاید داشتن و ندیدن 

و سکوت

سکوتی به معصومیت یک نت!


 

[ شنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ] [ 04:36 ب.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (5) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 767749