X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم

 

 

 

بس که دیوار دلم کوتاه است

هرکه از کوچه تنهایی ما میگذرد

به هوای هوسی هم که شده

سرکی میکشد و میگذرد

 

 

محکم روی شونم می زنی که چی بشه ؟

 

 کم کم احساس می کنم با 360 ژول هم احیا نمیشم

چه برسه به ضربه ی دست!

 

-این روزا چقدر ساکت شدم

 

- دیگه از هیچ کس و هیچ چیز گله هم نمی کنم

 

- - دلم می خواد یک صفحه ی موسیقی قدیمی رو بذارم

 

 تو دستگاه گرامافون و آروم با صدای موسیقی بخواب برم

 

اما حیف که گرامافون ندارم!

 

بازم کابوس گذشته و آینده

 

-به  لیوان چای نگاه میکنم ....

 

روش یدونه تفاله میبینم

 

 نمی دونم کی بود میگفت که تفاله روی چایی یعنی مهمون!

 

 لیوان چای رو تا ته سر می کشم با مهمونش!

 

-دلم برای کسی تنگ است

 

 کسی که فرصت برای شنیدن حرفهای من داشت

 

 اما شاید برای همیشه موندن فرصتی نداشت....

 

-عطر جدایی میاره؟

 

 اگه آره پس میشه این هدیه رو از من قبول کنی؟

 

 توش  یه عطر  گذاشتم ....

 

-داشت واسه یه لحظه بیشتر زنده موندن جون می کند

 

 من از چهره ی گچیش فهمیدم !....

 

یک ساعت تلاش!

 

 برگشت ....

 

تا بیشتر بمونه ....

 

 خیلی ها منتظرش بودن

 

-کاش یه روزی بتونم از حصار تموم بهانه ها رد بشم

 

و چراغ کوچه های دلتنگی رو واسه همیشه خاموش کنم

 

و واسه اخرین بار در حضور وجود آب شده ات تصمیمی بگیرم

 

 به قدرت تمام اشک های خشک شده ام!

 

- می چکد سمفونی شب آرام ، روی دلتنگی خاموش غروب...

 

-
...


 

[ دوشنبه 6 خرداد‌ماه سال 1387 ] [ 12:20 ب.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (12) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 767740