X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم




ساکت !


هیچی نگو


فقط من می خوام حرف بزنم


بدون ترس از نشنیدنت


بدون هیچ گریه ای


اما بغض گلو رو نمیشه کاریش کرد



این هوای لعنتی هم ابری نیستاما دل من ابریه ابریه یه لحظه


احساس کردم الان نمی تونم بنویسم
ولی نه باید بنویسمنوشتن آرومم


می کنه .اینبار می خوام انقدر آروم بشم که..
تو می دونی اسم این


چیزی که دارم مینویسم چیه؟
مطمنم اسمش خاطره نیست.


شاید بهتره بگم دارم یه تصمیم رو می نویسم.


تا حالا تو زندگیت تصمیم رو نوشتی ؟


یا عادت داری تصمیم رو فقط بگیری؟


احساس می کنم یه تکه آجر سنگین تو گلوم گیر کرده


که با هیچی جز یه تصمیم جز یه انتخاب نمیشه خردش کرد.


نه من باید ادامه بدم باید ...

باید با خودم کنار بیامچقدر خوبه قبل از زدن هر حرفی


اول اون حرفو تو دهنمون مزه مزه بکنیم .
_تو بیش از حد حساسی!

از این جمله متنفرمیه جمله به ظاهر سطحی می تونه آدمو از این


رو به اون رو کنه
کاش میشد یه کلاسی چیزی برگزارمی کردیم


برای یاد دادن بعضی باید ها و نباید ها
چرا همیشه فکر میکنیم


ادما یه رو دارن
باید روزی صد بار برا خودم بنویسم


آدما ۱۰۰۰ تا رو دارن!

تو یه لحظه از این رو به اون رومیشن


داشتم از یه تصمیم حرف می زدم

از یه جمله که شاید باعث شد من مجبور به انتخاب بشم


چیزی رو که سعی در پنهون کردنش داشتم.


مجبور شدم باهاش رو به رو بشم.


چقدر راهم سخته


اما نمی خوام هیچ وقت فراموش کنم از کجا شروع کردم


و چه جوری شروع کردم
تا حالا شده با خودت سر لج بیفتی؟


با خودت کری بخونی و بخوای به خودت یه چیزایی رو ثابت کنی


و به خودت بفهمونی که تو می تونی


گرچه وقتی هدف و انگیزه معلوم باشه دیگه نیاز به این بحثا نیست


ولی کار از محکم کاری عیب نمی کنه .


مهم نیست .مهم خودمم .


بذار برا یه بارم شده مثل بقیه بشم .


چشمامو ببندمو به هیچ چیز جز غرورم فکر نکنم !

چقدر سختهبرای منی که همیشه از پدر و مادرم


مهربونی با دیگرن رو یاد گرفتم


چقدر سخته اما گاهی لازمه


(بذار برا یه بار هم دیگران روی دیگه ما رو ببینن


همیشه که نباید باب دل مردم بود)
هرکسی لایق محبت ما نیست


می خوام بیشتر از قبل به خودم اهمیت بدم .


غرور رو فقط با غرور میشه شکست


در برابر بعضی ها باید عین خودشون رفتار کرد.


همیشه خیلی سخت آدما رو می بخشم



چون سعی می کنم کاری نکنم که باعث بشه اطرافیانم کاری بکنن


که مجبور به بخشیدنشون بشم شاید به خاطر همینه که توقعم


زیادی از آطرافیانم بالاست.


راستی خدا چطوری ما رو میبخشه?


انتخابمو کردم .


اما این چی ته دلم داره می جوشه؟


این نگرانی بابت چیه؟


اینه که داره دیونم می کنه


حس خوبی ندارم
دو تا کارو نمیشه با هم انجام داد .


اول باید آروم بگیرم بعد حرکت کنم زمان لازمه ......


اما گاهی مثل من فرصتی نداری
و باید همه کاراتو با هم انجام بدی


....
وگرنه جا می مونی و به اونچه می خوای نمی رسیکاش الان


پیش دریا بودم 



به آرامش و بیشتر از همه به قدرتش نیاز دارم....



[ جمعه 14 فروردین‌ماه سال 1388 ] [ 04:18 ق.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (4) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 768095