خانه عناوین مطالب تماس با من

تنها برای تو می نویسم

تنها برای تو می نویسم

درباره من

1-سلام ، من نه فرشته ام و نه از جنس آسمون ، و نه به قول اون نویسنده معروف یک کلوخ تیپا خورده ، من فقط یه آدمم ، یه آدم که گاهی زیادی مهربونه گاهی زیادی حساسه و گاهی هم زیادی مغرور ، آدمی که دوست داره همه رو دوست داشته باشه و با همه زلال باشه ! اما افسوس که آدمای دیگه گاهی این چیزا رو حس نمی کنن !! کاش خدای اون بالاها آدمایی رو سر راه هم قرار بده که حرف همو بفهمیم ، به یه چیز بخندیم، به یه چیز اشک بریزیم، و فهم و ادب و ایمان چاشنی صداقت کلاممون باشه . به همون خدای آسمونا اینا شعر نیست شعار نیست لااقل برای من نیست اینا از عمق وجود م بلند میشه بس که دیوار دلم کوتاه اس،هرکه از کوچه تنهایی ما میگذرد،به هوای هوسی هم که شده،سرکی میکشد و میگذرد . . . 2- در مورد وبلاگم ... به یادگار برای کسی که نه! برای به یادگار ماندن برای روزهای نیامده ی فردا می نویسم تا یادم نرود آنچه که بودم. چیزی نیست جز دل نوشت های من. صفحات وبلاگم چیزی شبیه لایه های درونی روحی و شخصیتی من است ٬ از همان لایه های پنهانی که ۱۰۰ سال یکبار میل به بروزشان در جایی غیر از اینجا میکنم! شاید اگر شخصی که مرا از نزدیک دیده وبه ظاهر می شناسد یکی از نوشته هایم را مقابلم بلند بلند بخواند و سوال پیچم کند من همزمان بلند بلند بخندم و همه چیز را انکار کنم! و بپرسم این مزخرفات را چه کسی نوشته! 3-در مورد تولدم... متولد 56/02/14 هستم از 26 سالگی شروع به نوشتن کردم و دوست ندارم ویرایش کنم زن زیبائی نیستم موهائی دارم سیاه که فقط تا زیر گردنم می‌‌آید و نه شب را به یادت می‌‌آورد نه ابریشم نه سکوتِ شاعرانه نه حتی خیال یک خوابِ آرام پوستِ گندمی دارم که نه به گندم میماند نه کویر و چشم هائی‌ که گاهی‌ سیاه میزند گاهی‌ قهوه ای دست‌هایم دست هایم مهربانند و هر از گاهی‌ برایِ تو به یادِ تو به عشقِ تو شعر می‌‌نویسند مرا همینطور ساده دوست داشته باش... . . ۳- در مورد تو ... این منم که تو را می خوانم نه پری قصه هستم در آفاق داستان و نه قاصدکی در یک قدمی تو کسی که همواره به یاد توست سالهاست با رودخانه و آسمان زندگی می کنم برای کفتران چاهی دانه می ریزم و ماه را به مهمانی درختان دعوت می کنم این تویی که مرا در تمام لحظات می بینی می نویسم تا تمامی درختان سالخورده بدانند که تو مهربانترین مهربانی پس آرام و گرم می نویسم دوستت دارم ۴- حرف دل ... زمانی کودکی را فهمیدیم که بزرگ شده بودیم ××× و حرف را زمانی درک کردیم که جز دروغ چیز دیگری برای گفتن نداشتیم ... ادامه...

پیوندها

  • بانوی ماه تنها
  • شب تولدمن
  • .dadashreza.
  • .....عشق آتشین.....
  • عشــــــــــــــــــــــق آسمانـی مــــــن
  • هم زبون تنهایی ها
  • داستانک
  • پسرک تنها
  • ۞ مجله دوستی ۞
  • !خاطرات و خطرات
  • http://www.lostlord.com/
  • http://www.hermionejoon.persianblog.com/
  • تردید
  • http://ebham.blogfa.com
  • من و هزار تو
  • http://khodkar.blogsky.com/
  • تیکه سنگ
  • با نمک
  • http://www.doroghcity.blogsky.com/
  • ذهن بیمار
  • گوسبندانه
  • این حرفا رو فقط باید نوشت
  • خزونه
  • یـاس سفیـد
  • دیگه نمیخوام بنویسم
  • http://cartoons.blogsky.com/
  • صخره
  • روزهایم برفی است
  • موزیک
  • داستانهای غیرحرفه ای
  • رویای شیرین
  • زیباترین آرزوها کدوماست ؟
  • بهترین دانلودها
  • غریبه آشنا
  • arxanet
  • گلهای داودی
  • فقط کمی برای خودم
  • شهر ارواح
  • آموزش کامپیوتر وترفندهای موبایل
  • عاشق دل شکسته
  • دل آرام
  • یاس رازقی
  • .:Friends:.
  • عشقولانه
  • Painkiller
  • انجمن جامعه‌شناسی تهران
  • prince
  • پرنده های قفسی
  • تو خالی
  • چای پر رنگ
  • به جک دونی خوش اومدین
  • خوش آمدید
  • بازی روح
  • حرفهای یک کمی تازه
  • یکی دیگه
  • سپیده صبح
  • حرف دل
  • ستاره تنها
  • اینترمیلان
  • تنها بی تو
  • من و هزار تو
  • تنهای تنها
  • سکوی قرمز
  • http://guilty.blogsky.com/
  • بهزاد منفرد
  • شنگل
  • من و بارون
  • یادداشت های یک دلقــــک
  • کتاب داستان
  • معرفی سایت های ایرانی
  • بارانک
  • دنیای کوچیک یه دیوونه
  • دریچه
  • آدینه بوک
  • هیئت چشم انتظاران (حرم آقا زید ابن علی)
  • حضرت عشق
  • با دست های عاشقت، آنجا، مرا مزاری بنا کن
  • http://sunset.blogsky.com/
  • بیکار بودم امدم وبلاگ زدم
  • نوشته های یک روح تنها
  • اوهام
  • حوصله ام سر رفت
  • فکر و قلب
  • منم میتونم برای تو بنویسم
  • کرگدنها هم عاشق میشوند
  • یک دقیقه برای خودم!!...
  • arash
  • پرچین
  • ساحر
  • برنامه نویسی
  • یاس وحشی
  • آخرین آرزو
  • دختر شب
  • روزهای بارانی
  • لحظه های دیوانگی
  • عشق طلایی
  • غریبه آشنا
  • پسری در راه...
  • تمام نوشته هام
  • سازوآواز
  • خواب سیاه
  • نوشته های چند گیلاس
  • اسپرمی مجهول و عوضــی
  • اگه بخوای دریا رو بیاری رو کاغذ...
  • هیچ چیز
  • تنها برای تو می نویسم
  • ۞ به انتظار دیدنت ...........
  • رویای زندگی من
  • یادی از من و دوستــــــــــــــــــام
  • پرواز را دریاب پرنده رفتنی ست ...
  • روزنوشت دل تنگم
  • عـــطر خاکـــستـری هــوا
  • وبلاگ رسمی انجمن زن ذلیلان جوان
  • انفرادی !!!!
  • کلبه مهربونی
  • در دست های من واژه ای ست
  • دلسوخته
  • سیاهپوش عشق
  • عرفان مولانا
  • روز های زندگی
  • دریای آرام دل
  • فریاد از سکوت
  • سبک جدیدی از زندگی
  • باران ببار جرعه نابی به کام عشق
  • سکوت اسمان
  • ::. بغض شکسته .::
  • mohammad ali khodaparast
  • سحرنزدیک است
  • گلچین دانش
  • آلبوم عکس
  • ایکاروس
  • آموزش علم رباتیک
  • اهل هوا
  • باغ داستان
  • عشق یعنی ۰۰۰
  • Să㍍ăňħăïĕ
  • پلگافه
  • !!!!!!!!!!!!!!شوخی!!!!!!!!!!!!!!
  • :.*.:. کوچه ی بن بست و دختری با لبخند صورتی .:.*.:.
  • برنامه نویس
  • خاطرات یک کلاهزرد
  • دایره المعارف بی نزاکتی
  • فتو بلاگ نور
  • سحر
  • .::شیاطین سرخ پوش...Red Devils ::.
  • جمعه شبها بی قرارم
  • رز صحرا
  • شکوفه یاس
  • نوشته های من خودم و مسعود
  • آنتی گون
  • نوپا
  • آرام دل ۰۰۰
  • قصه شهر سکوت
  • قصه شهر سکوت...
  • شخص ثالث
  • (( ای کاش سرنوشت اشتباه می نوشت ))
  • میعاد گاه عشق
  • یه کوچولو حرف
  • Adiabatic
  • آدمها رو عشقشون پا میذارن آدمها آدمو تنها میذارن
  • ناهه ودکتر ژیواگو
  • سوشیانت
  • تو مرام ما نه نفرین جایی داره نه دروغ
  • یادداشتهای پراکنده ای یک مهاجر
  • *::::: کی میدونه عشق یعنی چی :::::*
  • چرا کسی نمی زاره من چشاشو در آرم
  • e30(اسی)
  • من تو عشق(هفته آخر)
  • پالیز
  • بوالفضول الشعرا
  • لحظه های هستی ام
  • لحظه های ناب و حقیقی(موبایل و ارتباطات)
  • تپشی مجروه
  • سیاورشن
  • نشریه خصوصی مهدی جمالیان
  • پرستوی مهاجر
  • خنده بازار
  • مجموعه مقالات محمد افقری
  • دل سوخته
  • انجمن سینمای جوانان ایران
  • دختر پسرا
  • کد آهنگ برای وبلاگ
  • http://www.lirya.mihanblog.com/
  • زنجیر عشق
  • در آغوشم خواهی ماند
  • قرمـــــــــــــــــــــــــــــــز
  • نغمه
  • عا شق ترین عاشق
  • MAX PAYNE
  • سیاه نامه
  • گرگ بارون دیده
  • آهوی زیبای من
  • thinkandheart
  • چشمان افسون
  • ...بـا خـاطـرات خـمیـده
  • دختر سرزمین باران
  • آماتور ها خوشبختانه به بهشت نمی روند
  • عشق و حال ( نوشین گلم )
  • آنجلینا (عشق من)
  • حرفهای مانده در دل (هومن)
  • نسرین جونم
  • از همه چیز و همه کس
  • تنها ترین گناه
  • عشق صدای فاصله هاست
  • .:: قهرمان فراموش شده ::.

دسته‌ها

  • دل نوشته 112
  • بدون شرح 18

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • چهل سالگی...
  • زنها اینگونه میمیرند...
  • تقدیم به تمام پدران مهربون...
  • ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﻢ...
  • .
  • ...
  • [ بدون عنوان ]
  • مادرها هر گز نمی میرند ...
  • سال نو مبارک ...
  • تنها سهم او...

بایگانی

  • خرداد 1396 1
  • اردیبهشت 1396 1
  • اردیبهشت 1395 1
  • شهریور 1393 1
  • تیر 1393 1
  • خرداد 1393 1
  • اردیبهشت 1393 1
  • فروردین 1393 2
  • بهمن 1392 1
  • دی 1392 2
  • آذر 1392 3
  • مهر 1392 3
  • شهریور 1392 1
  • خرداد 1392 1
  • فروردین 1392 1
  • اسفند 1391 4
  • بهمن 1391 1
  • دی 1391 3
  • آذر 1391 1
  • آبان 1391 7
  • مهر 1391 3
  • شهریور 1391 2
  • مرداد 1391 8
  • تیر 1391 20
  • خرداد 1391 4
  • اردیبهشت 1391 2
  • فروردین 1391 3
  • اسفند 1390 2
  • بهمن 1390 11
  • دی 1390 10
  • آذر 1390 2
  • آبان 1390 4
  • مهر 1390 7
  • شهریور 1390 1
  • مرداد 1390 1
  • تیر 1390 1
  • خرداد 1390 3
  • فروردین 1390 1
  • دی 1389 5
  • مهر 1389 2
  • شهریور 1389 1
  • تیر 1389 1
  • خرداد 1389 1
  • اردیبهشت 1389 2
  • فروردین 1389 3
  • بهمن 1388 2
  • دی 1388 7
  • آذر 1388 6
  • آبان 1388 1
  • مهر 1388 1
  • شهریور 1388 4
  • مرداد 1388 6
  • تیر 1388 2
  • خرداد 1388 2
  • اردیبهشت 1388 4
  • فروردین 1388 13
  • بهمن 1387 1
  • دی 1387 4
  • آبان 1387 5
  • مرداد 1387 4
  • خرداد 1387 5
  • اردیبهشت 1387 4
  • فروردین 1387 1
  • اسفند 1386 1
  • بهمن 1386 2
  • دی 1386 7
  • آذر 1386 6
  • آبان 1386 16
  • مهر 1386 15
  • شهریور 1386 15
  • مرداد 1386 19
  • تیر 1386 5
  • خرداد 1386 3
  • اردیبهشت 1386 12
  • فروردین 1386 29
  • اسفند 1385 6
  • بهمن 1385 19
  • دی 1385 2
  • آذر 1385 26
  • آبان 1385 24
  • مهر 1385 28
  • شهریور 1385 57
  • مرداد 1385 56
  • تیر 1385 88
  • خرداد 1385 72
  • اردیبهشت 1385 60
  • فروردین 1385 97
  • اسفند 1384 71
  • بهمن 1384 80
  • دی 1384 57
  • آذر 1384 14
  • آبان 1384 14
  • مهر 1384 50
  • شهریور 1384 76
  • مرداد 1384 95
  • تیر 1384 54
  • خرداد 1384 87
  • اردیبهشت 1384 27
  • فروردین 1384 72
  • اسفند 1383 36
  • بهمن 1383 2

آمار : 878193 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • [ بدون عنوان ] جمعه 24 تیر‌ماه سال 1384 21:00
    ! چه کسی خواهد دید ، مردنم را بی تو! گاه می اندیشم ، خبر مرگ مرا با تو چه کسی می گوید! آنزمان که خبر ، مرگ مرا می شنوی! روی خندان تو را کاشکی می دیدم! شانه بالا زدنت را بی قید! و تکان دادن دستت! که مهم نیست زیاد! و تکان دادن سر. چه کسی باور کرد، جنگل جان مرا ؛ آتش عشق تو خاکستر کرد! می توانی تو به من، زندگانی بخشی! یا...
  • [ بدون عنوان ] جمعه 24 تیر‌ماه سال 1384 20:54
    گنجشکک قصه دل گنجشکک قصه ما دیروز بود و یکی هم عاشقش شده بود اساسی گنجشکک قصه ما بال داشت واسه پرواز اما رسم سفر کرده بود و بال زدن رو فراموش بیچاره دلش گرفته بود همه عاشقش بودن اما دل نبود دریا بود پر اشک صدا نداشت اما فریاد می کشید و از درد دل کردن فرار می کرد عاشق بود اما قصه دلگیر جدایی میخوند یه روزی پرواز کرده...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 21 تیر‌ماه سال 1384 11:22
    میگی از گل خوشت میاد - ولی وقتی بوش میکنی عطرشو ازش میگیری میگی از بارون خوشت میاد - ولی وقتی میباره - چتر میگیری زیرش میگی از نور خوشت میاد - ولی وقتی آفتاب طلوع میکنه - میری تو سایه میگی از دریا خوشت میاد - ولی وقتی طوفانیه - نمیری جلوش میگی از درخت خوشت میاد - ولی وقتی میری جنگل - میترسی گم بشی میگی غروب خورشید...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 21 تیر‌ماه سال 1384 11:11
    دوستت دارم... نمی دونی که چقدر دلم برات تنگ شده برای ندیدنت ثانیه ها هم زیادن و برای با تو بودن قرن ها هم کم ان آری با تو باید بود....با تو باید بود. دیروز در باغچه تنهایی دلم به تو اندیشیدم به دل بهاریت به قصیده زندگی به تو تنها تو ... یه روزی به خدا گفتم خدا دلم رو اسیر کسی کن که به باورهام نخنده اسیر کسی کن که...
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 20 تیر‌ماه سال 1384 20:18
    * از دل انگیزترین روز جهان خاطره ای با من هست * به شما ارزانی «« دل تورا در کوی اهل دل کشد تن تورا در حبس آب و گل کشد خوشتر آن باشد که سر دلبران گفته آید در حدیث دیگران »» حرفهای یواشکی : خدا من رو به خاطر گناه بزرگی که کردم ببخشه ! این اولین باری بود که تو زندگیم دزدی میکردم ... اما قول نمیدم آخرین بارم باشه !!...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 31 خرداد‌ماه سال 1384 03:10
    از ما گذشت دلی از جنس هزار توی زندگی دلی دریایی اما با دلی از جنس صبح نوشتم و خواندم گذشتم و به گذشته خطی قرمز راندم تا دیگر دلم دریایی نشود آری نوشتم که چه بر من آمد و باز هم خواهد آمد کشته شدن لحظه را رخصتی برای دوست داشتن دانستم هیچ نمی دانستم خود روزی رخصتی می شوم برای گذر لحظه ها خنده ام نمی اید شاید سوار بر شب...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 31 خرداد‌ماه سال 1384 03:00
    گفتم بمون ..گفتی؟؟؟؟ گفتم بمون گفتی دلم دریا میخواد رفتی منم رفتم اما نگات مثل یه تیر چشمامو هدف گذاشت آخه چشات نقاشی ساده بچگونه بود ناز بود و دلبری میکرد یه روزی که تنها بودم خواستم اشک بریزم واسه چشات اما بازم تیر چشات چشمای منو هدف گذاشت منم ترسیدم با بوسه ای به اون نگات رفتم یه دنیای دیگه آره با خودم زمزمه کردم...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 31 خرداد‌ماه سال 1384 02:28
    آنسوترها گل همیشه عاشقی خفته است که روزی عاشق ترین بود برای دلی که هنوز هم گاهی برایش آواز سر میدهد آری غنچه نشکفته دل پرپر شد دیگر عاشقی هیچ معنایی برای عشق ندارد دستم بگیر فراموش شدم چون به نذر دیوانگی تو شبهایی را تا صبح عاشقانه اشک ریختم تا این دل بی درمان را دوایی باشد نذر تو راستی اونجا هستی یاد منم باش
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 31 خرداد‌ماه سال 1384 02:24
    تمنای دل تو به تمنای دلم حادثه شو تا دلم برایت اشکهای بیقراری بریزد تو به سکوت به شبهای عاشیمان نخند تا دلم برایت شاخه ای از باغ زندگی هدیه دهد تو قرار را بیقرار مکن تا شب را برایت چراغانی به رنگ روز کنم تو دربدر حیرانی مکن مرا تا لغت را کتابی کنم برای لحظات دیوانگی تو ای کاش بودی و میدیدی چه حیران به دیوانگی بهار زل...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 31 خرداد‌ماه سال 1384 02:21
    جام می عشق را امشب در آِغوش میخواهم به دلتنگی تمام خوب بودنهایش را درمان این تن تمام درد میدانم دو سال پیش در چنین روزی تو را یافتم با دیدنت تمام وجودم لرزید اشک اتفاق آن شبم بود و دل اعتبارم برای بدست آوردن تو تو را به دست آوردم تمام روزگارم شدی زندگی و شاید هم تمام خیالم به اشک راه را با تو آمدم به اشک به اشک به اشک...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 31 خرداد‌ماه سال 1384 02:16
    هدیه.... هدیه پاییز زمستان نیست دریاست شمع نیست اما به وقتش باران اشک است امید است اما.... به سکوت رنگ میدهد به شعر... با حرفهایش لطافت آری به دل دل میشود به غم حادثه ای دوست داشتنی با چشمانش حرف میرند با لبانش شقایق را وادار به شکست می کند دل است اما در خلوتش چشم دوخته است به نوشته هایی که روزی باید آینده باشند آری...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 31 خرداد‌ماه سال 1384 01:17
    من می خوام همیشه عاشق بمونم من میخوام همیشه عاشق بمونم من ازدیاری خسته آمده ام از شهری که هیچ مرا کسی آشنا نخواند فریادها کشیدم اما بازهم جوابم کردند آز عشق گفتم همه از سکوت حرف زدند از سکوت حرف زدم همه مرا دیوانه خواندند گیتار بدست گرفتم نگاهی از سر گیتار به سویم راندند شاید فرامرز بدون گیتار دلیلی برای توجه شدن...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 31 خرداد‌ماه سال 1384 01:13
    دیوانه سرور دیوانه هیچگاه نمی خواهد دیوانه باشد دیوانه عاشق است تنها و بیقرار آشیانه گم کرده ساده چون پروانه عاشق چون دریا دیوانه پرواز است به ابدیت عشق سکوت است مثل ابریشم پاک مثل باران شب مثل امید دیوانه بیقرار دیوانه تنها نیست ما همه دیوانه ایم دیوانه تر از هر دیوانه ای دیوانگی من به پایان رسید حال حیرانی را تجربه...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 31 خرداد‌ماه سال 1384 01:08
    کی به دیدارم می آیی؟؟؟ سرور لبهایی بسته چشمانی مانده به در تا عشق بازهم به سوی دل آید بیقرار شود شمع در حال سوختن دل آری همه شب برای دیدارش دیوانگی خواهم کرد تا بیابم ان دلداده غمگین اما دوست داشتنی شبهایم را بیقرارش شوم در آغوش بکشم تمام ناتمام روزهایم را در گوشش زمزمه کنم نه ! فریاد بکشم دوستت دارم را و با او تا...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 31 خرداد‌ماه سال 1384 01:06
    کاشکی دلم..... سرور کاشکی دلم یه دریا بود که میتونستم غم های دلمو توش خالی کنم کاشکی تموم لحظه هام به خوشی خاطرات خوشم بود نمی دونم چی بگم ؟؟؟ یه وقت نگی باز غاطی کرده نه دیشب و امروز بدجوری دلم گرفته بود از شما چه پنهون حسابی بغضمو شکوندم و گریه کردم آخه نمی دونم چرا گاهی بی هوا دوست دارم داد بکشم بگم آهای خدا آهای...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 31 خرداد‌ماه سال 1384 01:04
    داستان پاییز و دل. سرور خدایا یا بکش یا کسی را دوست دار دیگری مکن که دوست داشتن و عاشق بودن روزی هزار بار مردن است مردن از دوری مردن از عشق خدایا در سکوت سایه ها بدنبال ترانه ای برای تمنای این دل حیران خود گشتم پاییز هم میخواهد برود خدایا من از زمستان .... در حالیکه زندگی من چون هیاهوی آن دیوانه پسری است که تو خالی...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 31 خرداد‌ماه سال 1384 00:57
    چه ساده...... سرور کسی نیست جز خدای بخشنده و مهربان چه ساده گذشتیم و گذاشتیم بر ما بگذرد چه ساده دل گفتیم و شب بازی را از ما برد چه ساده تنها شدیم و درد وجود را گرفت چه ساده خندیدیم به خود تا کسی به ما نخندد چه ساده تمرین بوسه کردیم تا اشک مرحم دردهایمان نباشد چه ساده باختیم تا برنده غرور باشیم چه ساده خاطرات را به...
  • [ بدون عنوان ] شنبه 28 خرداد‌ماه سال 1384 03:00
    مى شود آیا؟ به دور خواهم چرخید چون سنگ آسیا و روزهای خود را آرد می کنم برای خمیری که هرگز ور نخواهد آمد . برای نانی که همیشه فطیر خواهد ماند .
  • [ بدون عنوان ] شنبه 28 خرداد‌ماه سال 1384 02:44
    تندیس امید چندی بود که ساکت نشسته بودم و به جستجومی پرداختم تا راهی به سوی زندگی بیابم، ولی افسوس که پرنده شوم ناامیدی در آسمان زندگیم پرواز می کرد تا مبادا راه خویش گم نکنم. عشق را لطافت زندگی میدانستم و وقتی آن را از دست دادم زندگی برایم همچون گوری سرد و خاموش گردید به آسمان می نگرم و می گویم : خدایا چرا مرا خلق...
  • [ بدون عنوان ] شنبه 28 خرداد‌ماه سال 1384 02:38
    دل من قصه تلخ وداع سراپا ی دلم را لرزاند یاد او افتادم که به یک سیب دلش می خندید و به یک آه بلند نفسش عادت داشت روبرو تا ته کوچه زمین بر فی بود خوب در یادم هست آسمان آبی بود باد سرد ی به تماشا می شد برگ زرد ی رقصیدن گرفت او از آن کوچه گذشت دل من باز گرفت !
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 26 خرداد‌ماه سال 1384 02:28
    من زنده ام و زندگی را دوست دارم چون لحظه های زنده امروزم را فدای لحظات در گذشته دیروزم نمیکنم زندگی زیباست وهیچ گاه تکراری نیست اگر هر روز تکامل دیروز باشد و نه اینکه امروز تداعی دیروز
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 26 خرداد‌ماه سال 1384 02:21
    خون گریه میکنم وقتی احساس میکنم نیستی وقتی احساس میکنم دیگه رفتی همه دنیا رو سرم خراب میشه نکنه بری ! نه نمیذارم بری نمیتونی بری نه تو همیشه هستی نکنه دیگه بر نگردی نکنه ........
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 26 خرداد‌ماه سال 1384 02:14
    قرار تکراری ساعتی بالای سنگ قبرم کوک میکنم هر روز که پلک باز میکنی دور جهان اسپند دود میگردانم..
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 26 خرداد‌ماه سال 1384 02:01
    آموخته ام حداقل میتوانم برای دیگران دعا کنم وقتی کمک دیگری از دستم بر نمی آید
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 26 خرداد‌ماه سال 1384 01:33
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 26 خرداد‌ماه سال 1384 01:26
    چشم به راه آرزویی است مرا در دل که روان سوزد و جان کاهد هر دم آن مرد هوسران را با غم و اشک و فغان خواهد به خدا در دل جانم نیست هیچ جز حسرت دیدارش سوختم از غم و کی باشد غم من مایه آزارش نگران دیده به ره دارم شاید آن گمشده باز آید سایه ای تا که به در افتد من هراسان بدوم بر در چون شتابان گذرد سایه خیره گردم به در دیگر...
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 26 خرداد‌ماه سال 1384 01:23
    شیطانی به شیطان دیگر گفت:به آن مرد مقدس متواضع نگاه کن که در جاده راه میرود.در این فکرم که به سراغش بروم و روحش را در اختیار بگیرم. رفیقش گفت:به حرفت گوش نمی دهد،تنها به چیزهای مقدس می اندیشد. اما شیطان،به همان روش مشتاق و متعصب همیشگی اش،خود را به شکل ملک مقرب جبرائیل در آورد و در برابر مرد ظاهر شد.گفت:آمده ام به تو...
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 26 خرداد‌ماه سال 1384 01:14
    درس معلم و اما بعد... در کلاس روزگار، درس‌های گونه گونه هست: درس دست یافتن به آب و نان! درس زیستن کنار این و آن. درس مهر. درس قهر، درس آشنا شدن؛ درس با سرشک غم ز هم جدا شدن! در کنار این معلمان و درس‌ها، در کنار نمره‌های صفر و نمره‌های بیست! یک معلم بزرگ نیز در تمام لحظه‌ها، تمام عمر! در کلاس هست و در کلاس نیست! نام...
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 26 خرداد‌ماه سال 1384 01:12
    راز و اما بعد... آب از دیار دریا با مهر مادرانه آهنگ خاک می‌کرد بر گِرد خاک می‌گشت گَرد ملال او را از چهره پاک می‌کرد از خاکیان ندانم ساحل به او چه می‌گفت کان موج ناز پرورد سر را به سنگ می‌زد خود را هلاک می‌کرد! «مشیری»
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 26 خرداد‌ماه سال 1384 01:00
    حواسم که پرت باشد نمیتوانم حرف بزنم. اگر هم بزنم مثل همیشه چیز معقولی از آب در نمی آید. هیچ کجای زندگی این روزهایم سر جایش نیست. نه خواب نه بیداری نه هیچ چیز. چیز هایی روی دلم و توی دستهایم سنگینی میکند. حرف زدن راجع به بدیهیات همیشه دگرگونم میکند. که چقدر گنگم و چشمهایم چیزی نمیبیند. که چقدر دلم میخواهد از همه چیز...
  • 1609
  • 1
  • ...
  • 45
  • 46
  • صفحه 47
  • 48
  • 49
  • ...
  • 54