X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم

شب یلدا ....

انتظار آشنا ترین واژه برای تنهائیم است

ولی این بار قرار بود بیایی

خیلی زود

و از میان ابرها برایم نور بیاوری

خیلی وقت است که در میان این دیوارها

راه را گم کرده ام

اما امید آمدنت را بهانه می کنم و می نشینم

خیلی دیر کردی

ولی برایم عادت شده که بمانم

اما این بار .... هم کوچه تنگ تر شده و هم زمان طولانی ....

دعا می خوانم

که زودتر برایم نور بیاوری

اما ...

برف می بارد

نزدیکی های صبح

صدایت را می شنوم

آرام از پشت سر می گویی :

- تقصیر من نبود ... امشب شب یلداست و اتنظارنور طولانی

ولی بالاخره آمدی

با کاسه ای از نور

و چند دانه انار ....

[ شنبه 1 اسفند‌ماه سال 1383 ] [ 09:37 ب.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (1) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 766082