X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم



برف اگر نباریده بود دیروز و دیشب و امروز من هیچ نمی نوشتم

به خدایت سوگند هیچ نمی گفتم. هیچ نمی نوشتم

برف اگر نباریده بود نه به یاد در بسته می افتادم

نه به جای خالی کفش ها و دستکشها

می نشستم و لیوان سفالی پر از چای را میان انگشتانم می چرخاندم

و به سفیدی پشت پنجره خیره می شدم

اما برف باریده است . برف می بارد

خود را به شیشه پنجره می کوبد و


آسمان سفید است

همانگونه که تو دوست می داشتی



می بارد و می بارد و من از کنار پنجره و برف و آسمان و کلمه می گذرم

چونان قطاری خالی و تنها به یاد می آورم و رنج می برم

تلخ می شوم و تلخ تر

جان خالیم برای ساعتی چند پر میشود از تو و یاد تو

که زهر خاطرات را در من می چکانی

قطره قطره

من میگذرم از پشت شیشه ی مات و ابر

بی صدا

هق هق می کنم

و هیچ بارانی بر زمین نمی بارد تا سکوت بشکند

تنها برف است که می بارد


در سکوت همانگونه که تو دوست می داشتی

[ شنبه 8 مرداد‌ماه سال 1384 ] [ 03:12 ق.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (2) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 768129