X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم

قهر و آشتی



کاش می شد آرام این انگشت اشاره را از زمین کَند....

کاش می شد جَلدی به هوایش کشاند و بلند داد زد

...پَر....!!!

کاش می شد...

آن وقت می شد چشمهایت را بازه بازه بگذاری و خوابت ببرد

آرام...

ولی می دانی گویی این انگشت، بالا هم که بیاید صاف می ماند...صاف و موازی با زمین ...

می ماند و تا ابد نشانت می دهد

نشانه ات می گیرد...


نشانت می دهد که: دیدی اوهم که پَر نداشت...


نباید جُم  می خوردی...

سوختی...

پس بی سخن سر فرود آر...چون این بار هم گول خوردی عزیزکم.

این بار هم.

[ شنبه 8 مرداد‌ماه سال 1384 ] [ 03:25 ق.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (1) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 765709