X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم

 کجایی مجنون؟

منم لیلی!

هنوز تازه تر از قصه ی من و تو قصه ای نیست

 هنوز کسی نیومده که مثل من و تو جرات کنه به عشق نگاه کنه!

هنوز کسی نتونسته پرای خستشو مثل تو در حیرونی وا کنه!

تا اوج پرواز کنه و نترسه از پریدن و باز پریدن!هنوز کسی نیومده

تا پاشو تو جا پای تو بزاره تو رسم عاشقی رو جاودانه کردی

 هر روز بیشتر شدی عطر باورت را با همه تقسیم کردی

 بزرگ و بزرگ تر شدی تا جایی که برای دیدنت نگاه کم اوردیم

 دستهامون برای گرفتن دستهای تو کوتاه شدند

 تو اونقدر دور شدی که دیگه باورت نکردیم

اسمت رو روی درختا گذاشتیم و مثل یک راز سربسته تو گنجه

احساسمون پنهونت کردیم

اما من تا مجنونی لیلی ام

هنوز برای شبای سر گشتگی تو بی تابم

 برای دقیقه های پنهون تو پیدایم برای فصل های دلتنگی ات

یارم من بی قرار تو ام و در این وادی حیرت

 هر لحظه با تو وصلم و هر نفس با تو زنده ام

کجایی مجنون که امروز برای دیدن تو به چله نشستم

 و تا تو به قلب مشتاقم فرود نیایی از چله بر نمی خیزم

 و باز برای تو می نویسم برای شبهای اغشته به تو

 فقط برای تو

[ یکشنبه 21 اسفند‌ماه سال 1384 ] [ 02:24 ب.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (3) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 767105