X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم
 
روزگاریست که حقیقت هم لباسی از دروغ بر تن کرده است

و راست راست توی خیابان راه می رود

عشق نشسته است کنار خیابان ,
 
 کلاهی کشیده بر سر و دارد گدایی می کند

و مرگ , در قالب دخترکی زیبا ,
 
 گلهای رز زرد می فروشد

زندگی , در لباس افسر پلیس ,
 
 برای ماشین های تمدن سوت می زند

و شادی , در هیئت گنجشکی کوچک ,
 
 توی سوراخی در زیرشیروانی ,
 
 از ترس گربه خشونت , قایم شده است

و آدم ها ,
 
همان قورباغه های سرگردان مرداب تنهایی هستند

که شاد از شکار مگس های عمرشان
 
 شب تا صبح غورغور می کنند
 
[ چهارشنبه 23 فروردین‌ماه سال 1385 ] [ 12:07 ق.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (5) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 767734