X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم


کاش من باران بودم

 

کاش من باران بودم


ناودان خشک وخاموش خانه در انتظار


گلهای افسـرده باغچه زیرنور خورشید بی قـرار


چشمهـای اشکی ولرزان دوخته به آسمان ،

امیدوار


نـاگــهــان بــاران وحشی وپرشور وخندان


بازی ‎‎‎‏ِ موج دریا در باران بوی ِ خاکِ خورده باران


تو زیرچتـر آبـی خود آرام

 

وبی تشـویش می خـوانی :


- باران ، بارانِ نغـمه ساز


انتظار ِ دانه را امیـد روئیـدن


لب تشـنگان را نـوید سیـرابی


پایان انتظـار خشـکسالی


کاش من باران بودم

 

یا حتی قـطره ای از آن بودم


کاش می باریـدم


برلـب خشـک کـویر


برتن خسـته رود


برسـر تشـنه خاک


کاش می باریدم و می باریدم

 

 ازسحـرتا به غـروب


کاش تن تب دار تو را مرهـمی بودم من،

 

 تمام خستگی گرمارا ازتنت می ربودم


وه ، اگر باران بودم ،

شاد بودم تنـدو رگبـاروار می باریدم برتو ،

 

 آزاد بودم


کاش من باران بودم

یا حتی قـطره ای از آن بودم


شاید تو مرا قـد باران

یا حتی قـطره ای از آن

دوسـت می داشـتی

[ شنبه 26 فروردین‌ماه سال 1385 ] [ 12:18 ق.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (5) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 766141