X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم

 

 

قافیه ها گم شده اند در آشفتگی ذهنم

ردیف ها صف نمی شوند

و وزن ها آواز بی وزنی سر دادند

پس ساده می نویسم نیمایی تر از نیما

عاشقانه تر از لیلی و مجنون

و تراژدی تر از مرثیه

گم کرده ایم کودکیمان را

در کوچه پس کوچه های روزگار

و گم شده ایم در

رنگین کمان شهر فرنگ

نفسهامان با آلودگی عجین شده

مهربانی زیر چرخ دنده های تکنولوژی بیداد می کند

غرور پله های ترقی را یک به یک پشت سر میگذارد

و دروغ چه فاخرانه در آیینه خود نمایی می کند

چه ساده بنفشه ها را فراموش کردیم ونیلوفرانه قد علم کردیم

و چه بیرحمانه دلهای شیشه ای را نشانه گرفتیم

پروانه ها را یادت هست؟!

چه خودخواهانه در شیشه اسیرشان کردیم !

پیله های ابریشم را بگو

چه سرسرانه با قدم هایمان له شان کردیم

عجولانه تر از آنکه پر درآرند و پرواز کنند.

 

یادش بخیر!!

کودکیمان را می گویم .

مستانه می خندیدیم و کودکانه وقف می کردیم مهربانیمان را .

هدیه هامان یادت هست؟!

یک بغل سادگی

ولی حالا چه؟!

خنده های تلخ ،

کینه های ناتمام

و هدیه هامان یک قفس دلتنگی !

افسوس و صد افسوس ...

 

[ شنبه 20 خرداد‌ماه سال 1385 ] [ 01:08 ق.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (5) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 767075