X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم
 

کنار پنجره بودم که آسمان بارید

صدای مرگ برایم رهاترین دل بود

هجوم خلوت شبهای سرد و مهتابی

چقدر زندگیم بی تو سخت و مشکل بود

 

***

کنار پنجره بودم هوا پر از غم بود

ز قلب ثانیه ها بوی هوش می آمد

تمام صورت شب خیس اشک بود ولی

صدای گام غریبی به گوش می آمد

 

***

کنار پنجره بودم غریبه ای آمد

غریبه بود ولی چشمهای گرمی داشت

به شیوه گل مریم مرا صدا می کرد

بلور یخ زده قلب من ترک برداشت

***

و ایستاد کنارم برای یک لحظه

تمام قصه غمهای من هویدا بود

به چشمهای غریبش نگاه کردم باز

چقدر برق نگاهش شبیه دریا بود

***

به روی خاطره های شکسته ام خندید

فضای بسته قلبم دوباره پر خون شد

ترانه پشت ترانه سبد سبد رؤیا

تمام هستی بیمار من دگرگون شد

***

غریبه گفت به من با نگاهی از ابهام

چه صورت نگرانی چرا تو غم داری

کنار زندگیت آبشار شادی نیست

بگو به من که توچیزی همیشه کم داری

 

***

سکوت ظلمت شب را شدید تر می کرد

سکوت را بشکستم  برای یک پرسش

کجاست شور و نوایی برای خوشبختی

کجاست گرمی دستان پاک یک خواهش

 

کجاست آنطرف رود های نیلی رنگ

که از صدای پر چلچله بشویم دست

غریبه خسته ام از این دیار انسانها

بگو برای من غمزده امیدی هستی

 

***

غریبه گفت به من قلب آسمان آبی است

هوای خالی ما گاه پر ز باران است

امید چهره سبزی برای خوشبختیست

اگر چه در نظر ما زمین زمستان است

 

***

غریبه گفت نگه کن ستاره ها کم نیست

همیشه صبح دمان باد پونه می چیند

همین بهانه خوبی است برای خوشبختیت

که یک نفر دل طوفانی تو می بیند

***

برای خسته شدن می شود که تکیه کنی

همیشه حاشیه زندگی درختی هست

دوباره عشق برایت ترانه می خواند

اگر چه گاه زمان روزگار سختی است

 

***

غریبه رفت ولی سالهاست من ماندم

کنار پنجره با یک بغل پر از امید

کناره پنجره ماندم برای یک دیدار

برای دیدن احساس روشن خورشید

 

[ یکشنبه 5 شهریور‌ماه سال 1385 ] [ 12:17 ق.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (4) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 767110