X
تبلیغات
نماشا
رایتل

تنها برای تو می نویسم

پری مهربان قصهء من باز این بچه کار بد کرده

یادروغی بزرگ گفته و یا شاخه ایی نسترن لگد کرده

یا کسی را دوباره هل داده یا آدامس خروس دزدیده

یا روی مردمی که میگذرند با شلنگ آب داغ پاشیده

یا خودش را به خیره گی زده و با همه اهل کوچه لج کرده

یا ادای بدی در آورده دهنش را دوباره کج کرده

پری مهربان قصهء من! بازاین طفلکی کتک خورده

مثل اینکه تمام روز فقط کار بد کرده بعد چک خورده

باز این بچه صورتش خیس است باز این بچه ژاکتش پاره است

پا برهنه. لواشکی در دست باز این بچه گیج و آواره است

پری مهربان قصهء من! لا اقل یک کمی نگاهش کن

بچه را که کتک نباید زد با کمی عشق سر به راهش کن

از همان وقتها که عکست را تو کتاب پرنده ها دیده

از همان وقتها که پنهانی به تو از راه دور خندیده

ازهمان روزها که ادکلنت از همان روزها که چشمانت

از همان روزها که لحن صدات گرمی بی امان دستانت

از همان روزها خودش میگفت خواسته طور دیگری بشود

به خودش قول داده بعد از این آدم خوب محشری بشود

رفته درس فرشته گی خوانده درس احساسهای جادویی

عاشقی.اضطراب.تنهایی. بی قراری. سکوت .کم رویی

او همان پینو کیوی چوبی که کمی عشق سر به راهش کرد

دوست بچه های بد بود و پری مهربان نگاهش کرد

دوست بچه های بد بوده خواسته طور دیگری بشود

رفته درس فرشته گی خوانده خواسته مثل تو پری بشود

نه آدامس خروس دزدیده نه گل نسترن لگد کرده

او فقط پاک عاشقت شده است نکند باز کار بد کرده؟!

 

[ چهارشنبه 8 شهریور‌ماه سال 1385 ] [ 12:44 ق.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (6) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 765604