X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

تنها برای تو می نویسم

خدایا ...

خدایا, مرا به درگاه تو نیازی است که جز فضل تو جبران نکند

خدایا! آرزوهایم را خوب میدانی و میشناسی. میدانم که میدانی.

خدای من! خوب میدانی که وقتی آرزویی در دل بنده ات جوانه میزند،

 وقتی برای به بار نشستن درخت آرزویش،

 در طلب قطره ای آب، چشم نیاز را با آب دعا تر میکند،

 میفهمم که دستانم باز تهی شده است.

چه کسی از آشوب  قلب من خبر دارد جز خدای قلب من؟

پروردگارا، به تو پناه می برم .

تنهایم مگذار.

.

.

.

شاید جای گفتنش اینجا درست نباشه

 اما از روی Comment های بعضی از دوستانم

در نوشته  قبلیم احساس کردم برخی تصور کردند

 جریان غم و اندوه من مثل خیلی ها به خاطر

 رفتن یه عشق یا شکسته شدن قلبم

 به خاطر رفتن یه عشق از زندگیمه...

 البته غم و اندوه من به خاطر رفتن یه عزیز،

 یه مونس، یه یار که همیشه

 توی زندگیم حضور پررنگی داشته هست

 اما نه از اون عشق هایی که شما فکرش رو می کنید

 و نه اون رفتنی که تصور می کنید....

 رفتن یه مونس همیشگی به یه سفر دور و بدون بازگشت

 اون هم به خاطر دردی که تمام بدنش رو گرفته بود

دیگه سکوت شده تنها حرف های توی گلو موندش

و بغض توی چشمهاش موج نمی زنه..... 

بازم دلم گرفته...

تصورش هم سخته ...

 تصور رفتنش، نبودنش...

 خدایا با تنهایی چه کنم؟

این نوشته یه درد دل خودمونی با دوستانی ست که ندیدمشون

 اما توی وبلاگم باهاشون زندگی کردم،

 محبت هاشون رو حس کردم و حالا مدتی از همه شون دورم...

امشب بدجوری داغونم.

 ببخشید که ناراحتتون کردم.

التماس دعا!


 

 

[ پنج‌شنبه 6 مهر‌ماه سال 1385 ] [ 01:08 ق.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (7) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 765604