X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

تنها برای تو می نویسم
 
امشب شب مهتاب است و ماه کامل...
 
چهره تب دار ماه امشب عجیب شبیه چشمان توست
 
در لحظه هایی که نگاهت میکردم و دیوانه میشدم...
 
شنیده بودم دیوانه دیوانه تر شود
 
 اگرچشمانش  در ماه سفر آغاز کند.
 
 یک  کتاب 4 فصل را بی تو خواندم...
 
بی تو و نگاه به رنگ آسمان تو...
 
شدم رودی که دریایش را خشک یافت...
 
شدم خانه ای که در و روشنایی اش را به یاد نیاورد...
 
شدم درختی که گنجشک و شکوفه اش را آه کشید...
 
شدم پرنده ای که اسیر برف و یخبندان بود
 
 و آسمان و خورشیدش را در رویای ناتمام ساخت...
 
و شدم ماهی که پاره پاره فرو ریخت
 
 و در حسرت یافتن دوباره چشمان تو بارها مداری پر از آشفتگی را طی کرد...
 
نمی دانم چه میشود اگر فردا را از یک راه نیامده طی کنم...
 
ان چنان تو را گم کرده ام که در این راه های نیامده 
 
 نشانی ات را از آسمان بپرسم...
 
حتما میداند من تو را در کدام غبار گم کردم...
 
آسمان عزیزی که رنگش از انعکاس چشمان تو ساطع میشود
 
 وقتی که نگاه میکنی اش و سیاه میشود از غم
 
 وقتی که دو پلکت باز میشود به خواب... 
 
 عجب آرامشی دارد نفس کشیدن در هوای فکر تو...
 
عجب..
.
 
 
 
[ پنج‌شنبه 20 مهر‌ماه سال 1385 ] [ 01:06 ق.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (14) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 765674