X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم

 

من نیستم

آنکه باید می بودم ، آنکه باید باشم

من نیستم من

من گرفتارم من اسیرم من خستم

هیچ راهی نیست؟

راه زندگی بر من ، راه غصّه خواهی بیش نیست

من نیستم من

جادّه های آینده در خیالم دیریست 

 کوچه های تاریکیست

آه شقایق های وجودم :

با گذشته زندم

بشنو از من ، من نیستم من

بشنو و هیچ نگو از من

با محبّت با وجودی از عشق

با قلم ها در شب

با سکوت شاعرانه در فکر 

 با خیالم ، با روح

هیچ نگو

بشنو آنچه در قلب سیاهم برپاست

رنگ من در غم نیست

رنگ من آبی است


روح من بر قایق

قایقی بر دریاست

آه بر من که نیستم ، من نیستم من

غوطه ور در خواب

لحظه ای در خانه ، لحظه ها در گرداب

فکر من شب ها

می رود تا پرواز ، پیش آن کبکی

که رهاست از سیلاب

فکر غم های دراز

بشنو از من

من نبودم من ، که چنین می میرم

می شنیدم که دلی هم میگفت :

جادّه های زندگی را می دوم 

 لیک چه سود

آنچه می یابم نمی خواهم

و آنچه می خواهم نمی یابم

روح زندگی خالیست

غصّه ها خواهند رست.



بشنو از من که نگاهم سرد است

قاصدک های وجودم انگار

خسته ، لیک در باد است

 
ای شقایق نیست با من یاری نیست

تا بگوید قصّه راه دراز

تا بخواند لحظه های سبز باغ

در سکوتم یا تویی یا رنگ غم

یار من هم یا تویی یا شعر من

تو مرا می پرسی

که چه چیز می خواهم

من خدا می خواهم

در تکاپوی و تلاش زندگی

من یه راه می خواهم ، که دلم می خواهد

بشنو از من

گر نمانم شاید

در دلم خواهی ماند

من که رفتم آنوقت

قصّه ها خواهی خواند

که مرا دریابی

بنگر ، تو چرا بی تابی؟

تو مرا خواهی داشت

شعر من آهنگ نیست

نه کویری خالیست 

 نه ترانه ، نه هیچ

شعر من یک راز است

که دلم با خود گفت

بشنو از من ، که دلم اینبار گفت

سرّ خود با پاییز

قصّه ای روح انگیز

 

[ یکشنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ] [ 09:19 ق.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (17) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 768706