X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم

 

 

برده ام یاد که دل عاشق بی تاب تو بود

خسته بود از همه دنیا و فقط یار تو بود

برده ام یاد که دل در همه شب یاد تو بود

کس ندانست که او عاشق بیمارتو بود

شب و روزش همه رویای تو بود

در دلش شور و تمنای تو بود

آتشی بود که بر خرمن کاهی افتاد

شعله ای زد به جهانی افتاد

دل بیچاره به چاهی افتاد

کس ندانست که او در همه راهی افتاد

عشق آمد به جهان آتش زد

سوز و سازی به همه عالم زد

برده ام یاد که در تب و تابش می سوخت

همه ایام فقط چشم به این در می دوخت

من تهی بودم و سرشار شدم

دل به رویای تو بستم و چه بیمار شدم

عشق تو شور قشنگی به همه شعرم داد

یادتو رنگ قشنگی به همه جانم داد

کاش می شد که نبود زندگی رنگ و ریا

و فقط شانه تو بود ماواگه ما

حس تلخی دارم ؛ مثل یه شعر عجیب

و زمان می گذرد؛ ثانیه هایی چه غریب

وای بر ثانیه ها که چنان می گذرند

وای بر ساعت ها که چه سان می گذرند

عمر ما می گذرد من و تو تنهاییم

من و تو عاشق هم هر دو در جایگه غم هایم

می هراسم از تو که چه دوری از من

می هراسم از غم که بگوید با من

دل بکن از این عشق چون خیالی خام است

عشق تو رفت ز دست؛ آرزویی خام است

لعن و نفرین به همه عالم باد گر بگیرد از من

عشق من؛ هستی من؛ شور و سر مستی من

نرود از یادم که دلم بی تاب است

ظاهرا عشق عزیز غم نفرین شده امشب خواب است

چون دلم بی تاب است

پس در آغوشم گیر؛ غم نفرین شده امشب خواب است

 

 

[ دوشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1386 ] [ 08:39 ق.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (8) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 765707