X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم

 

نمی نویسم .....

 چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی

 حرف نمی زنم ....

چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی

 نگاهت نمی کنم ....

 چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی

 صدایت نمی زنم ....

 زیرا اشک های من برای تو بی فایده است

 فقط می خندم ....

 چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام

اگه بدونی چقدر دلم برایت تنگ شده

 اگه بدونی چقدر قلبم برات بی تابی می کنه

 اگه بدونی شبا به یادت چقدر اشک می ریزم

 اگه بدونی زندگیم بدون تو چقدر سوت و کوره

 اگه بدونی چقدر...

 اگه بدونی...

Photo

 

یک بار دگر در کوچه خاطراتم آرام آرام  قدم می گذارم

و باز با تو بودن را در ذهنم مرور می کنم

لحظاتی که در زندگی من

پررنگ تر از سایر لحظات زندگیم به ثبت رسیده

در سکوت تنهائیم با تو حرف می زنم

گاهی تبسمی بر گوشه لبانم میهمان می شود

و گاهی احساس می کنم که دنیایی غم را به آغوش کشیده ام

شاید احساس غمم از دوری تو باشد

باز آهسته قدم بر می دارم

تا مبادا صدای قدمهایم سکوتم را بشکند

باز یک بار دگر به انتهای جاده خاطراتم رسیدم

و شاید روزی دیگر و ثبت خاطراتی دیگر ...

آخرین شبی که تو را در کوچه پس کوچه های خیالم

به تصویر کشیدم را به یاد دارم

هوا پر بود از بوی گلهای یاس وحشی

و نم نم باران شروع به باریدن کرده بود

هنوز یادم هست که نگاهت را برای لحظه ای از من بر گرفتی

و در آن لحظه احساس نمودم که دنیا برایم ویرانه ای بیش نیست

با خود زمزمه جدایی سر دادم

اما بار دگر تو نگاهت را بر چشمانم دوختی

باز مشامم پر شد از بوی گل یاس

اما ای کاش می گذاشتی که همان یکبار

 دنیا برایم ویرانه ای بیش جلوه نماید

تو نگاهم کردی اما با نگاهت هزاران بار مرا به عقب تر راندی

از من خواستی که نگاه برای همیشه از تو بر گیرم

اما مگر من غیر از نگاه در چشمانت

از تو چیز دیگری طلب کرده بود

من گدای نگاهت بودم

و کاخ رویایم را با آن بنا نهاده بودم

اما تو نگاهم را حتی به ارزان ترین قیمت هم خریدار نبودی

پس چرا مرا سالهای سال اسیر نگاهت کردی

چرا ...

گل همیشه بهار

 

 

[ دوشنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ] [ 08:35 ب.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (22) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 768694