X
تبلیغات
رایتل

تنها برای تو می نویسم

 

 

3.jpg

 

 

یه روز بهم گفت: «می‌خوام باهات دوست باشم؛آخه می‌دونی؟  

 

من اینجا خیلی تنهام»   

بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می‌دونم. فکر خوبیه. 

 

من هم خیلی تنهام»   

 یه روز دیگه بهم گفت: «می‌خوام تا ابد باهات بمونم؛ 

 

 آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»  

 

بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می‌دونم. فکر خوبیه. 

 

من هم خیلی تنهام»   

یه روز دیگه گفت: «می‌خوام برم یه جای دور، جایی که هیچ مزاحمی نباشه    

بعد که همه چیز روبراه شد تو هم بیا. آخه می‌دونی؟  

 

من اینجا خیلی تنهام»   

بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می‌دونم فکر خوبیه. 

 

 من هم خیلی تنهام»   

 یه روز تو نامه‌ش نوشت: «من اینجا یه دوست پیدا کردم. 

 

 آخه می‌دونی؟من اینجا خیلی تنهام»  

 

براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: «آره می‌دونم. فکر خوبیه 

 

.من هم خیلی تنهام»   

 یه روز یه نامه نوشت و توش نوشت: «من قراره اینجا با این دوستم تا ابد زندگی کنم  

 

 آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»   

براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: 

 

 «آره می‌دونم. فکر خوبیه من هم خیلی تنهام»   

 

  


[ جمعه 20 شهریور‌ماه سال 1388 ] [ 11:14 ب.ظ ] [ دختری که هیچ کس و جز تو نداره ] [ نظرات (2) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 765707